
به گزارش رهوا : آخرین مصاحبه سال 1388 محمد باقر قالیباف شهردار مهربان و توانای تهران با مجله مثلث
بهنظر جنابعالی اکنون که چندین ماه از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری گذشته، اگر بخواهیم وقایع پس از انتخابات را آسیبشناسی کنیم به چه نکاتی برميخوریم؟
وقایع پس از انتخابات از یکسو معلول برخی رفتارها و تفکراتی است که در اثنای انتخابات و نیز فضای سیاسی چند سال اخیر رواج و گسترش یافته و نیز از سویی دیگر خود بزرگترین عامل رشد و افزایش آن فضاست. در نگاهی آسیبشناسانه متوجه ميشویم که مهمترین عامل وقایع مربوط به انتخابات ریاستجمهوری که البته همانگونه که ذکر شد معلول نوعی تفکر دامنهدار است، دور شدن از مسیر عقلانیت و اعتدال و گرفتار آمدن در دام افراط و تندروی بوده است. هنگامی که بنده از افراط و تندروی سخن به میان ميآورم به یک فرد یا جریان سیاسی خاص اشاره نميکنم، بلکه کانون اصلی توجه بنده در این مساله، غلبه نوعی تفکر یا نوعی نگرش سیاسی و فکری افراطی و غیرعقلانی و غیر منطقی است. این نگرش افراطی ممکن است در هر فرد و جریان سیاسی متعلق به هر کدام از جناحهای سیاسی کشور وجود داشته باشد.
هنگامی که افراطیگری در یک جامعه رسوخ یابد، خود به خود جامعه از مسیر حق و حقیقت دور شده و گرفتار آسیبها و بلایایی ميشود که وقایع سال اخیر را ميتوان یکی از نشانههای آن دانست. بسیاری از دلسوزان نظام از مدتها قبل و حتی پیش از وقایع اخیر نسبت به شیوع چنین تفکری در جامعه هشدار داده بودند و شاید اگر به این هشدارها توجه ميشد شاهد وقایع اخیر نیز نميبودیم. اگر ميبینیم امروز برخی از نخبگان جامعه و عرصه سیاسی ما گرفتار چنین وضعیتی شدهاند و به تبع خود جامعه را گرفتار چنین بحرانهایی کردهاند، بیش و پیش از همه باید آن را در شیوع خط مشیای دنبال نمود که سعی در نهادینهسازی افراطیگری، خردگریزی و اعتدالستیزی در جامعه دارد، خط مشی و رویهای که وقایع اخیر تنها یکی از پیامدهای آن و بازتابهای عینی آن بود و چنانچه به این پیامدها بهچشم یک هشدار نگریسته نشود و بهعلل و ریشهیابی این وقایع که همان رسوخ افراطیگری در جامعه سیاسی ماست پرداخته نشود، شاید به نتایج و پیامدهای ناگوارتر دیگری نیز در آینده منجر شود.
وقایع بعد از انتخابات چه آموزههایی در حوزه عمل سیاسی برای سیاستورزان ایرانی دارد؟
حوادث و رویدادهای تاریخی همواره حاوی درسهای آموزندهای برای ملتها در مسیر رشد و اعتلای آنها هستند. یک ملت در مسیر زندگی خود با اتفاقاتی مواجه ميشود که اگر با دیده عبرتبین به آنها نگاه کند ميتواند نردبان ترقی آن ملت باشد. از دیدگاه بنده وقایع بعد از انتخابات با همه تلخیهای آن یک موهبت بزرگ در جهت رشد و اعتلای بینش و کردار سیاسی همه مردم بهخصوص نخبگان و فعالان عرصه سیاسی محسوب ميشود. در مواجه با این حوادث، سیاستورزان ایرانی در آزمونی دشوار قرار گرفتند تا جوهره سیاسی آنها با یک محک جدی سنجیده شود. در تلاطم این رویدادها ملت ما متوجه شد که گرفتار آمدن نخبگان یک جامعه در دام تندوری و افراطیگری مساله کوچک و بی اهمیتی نیست، نخبگان یا به تعبیر مقام معظم رهبری، خواص جامعه، نقش مرجعیت، هدایتگری و اداره جامعه را بر عهده دارند و هنگامی که آنها گرفتار چنین تفکری شوند، آنگاه پیامدهای آن کل جامعه را تحت تاثیر هولناک خود قرار خواهد داد و دیگر نميتوان حد و مرزی برای تندروی در جامعه ترسیم نمود.
ما در ماههای اخیر شاهد بودیم که چگونه رهبر معظم انقلاب تمام توجه اصلی و تاکیدات خود را معطوف به نخبگان و خواص جامعه کرده بودند و سعی داشتند تا این خواص را از قرار گرفتن در مسیر بیبازگشت دور شدن از اهداف و آرمانهای انقلاب بازدارند. تاکید ایشان بر «بصیرت» را باید نقطه کانونی ارشادات رهبری در این خصوص دانست. بصیرت در واقع همان حکمت و دانش عملی است که در سایه اعتدال و آرمانگرایی حاصل ميشود و در نقطه مقابل جهالت و آرمانستیزی قرار ميگیرد که محصول افراط و تندروی است.
بصیرت امری متعلق به این زمان و مکان نیست بلکه یک نیاز اساسی برای نخبگان یک جامعه در همه زمانهاست. در واقع این میزان بصیرت نخبگان یک جامعه است که مسیر هدایت یا زوال یک جامعه را ترسیم ميکند. با نگاه به تاریخ ميبینیم که نخبگان بیبصیرت در هر دورانی مهمترین عامل رکود و انحطاط جامعه در آن دوران بودهاند. لازمه نیل به بصیرت نیز پرهیز از افراط و تندوری است.
در یک کلام ميتوان مهمترین درس این وقایع را برای کنشگران عرصه سیاسی درک مفهوم بصیرت از سوی ایشان و نیز پی بردن به این نکته دانست که تنها مسیر صحیح سیاستورزی در نظام مردمسالاری دینی حرکت در مسیری است که رهبری نظام، ملت را بدان سو هدایت ميکند و تنها تبعیت از اوامر ایشان ميتواند جامعه را از ابهامها و کجرویها نجات بخشد.
در فضای چند ماه گذشته کشور سیاست به کناری نهاده شد و افراطیگری جای آن را گرفت، فکر ميکنید چگونه ميتوان از این رادیکالیسم رها شد و به سیاستورزی رسید؟
بنده ميخواهم به این تقابلی که شما میان سیاست و افراطیگری ایجاد کردید نکتهای را اضافه کنم. شاید به اعتقاد برخیها افراطیگری نیز جزوی از سیاست باشد و وقایع بعد از انتخابات را نیز ميتوان معلول چنین نگرشی به عرصه سیاسی دانست. اما مطمئنا افراطیگری در نقطه مقابل آن نوع کنش سیاسی قرار ميگیرد که در چارچوب مردمسالاری دینی و سیاستورزی اصیل اسلاميتعریف شده است. سیاستورزی در مفهوم دینی آن با صداقت، شجاعت و بصیرت همراه است همانگونه که ما چنین شیوه سیاستورزی را در الگوهای کامل آن نظیر پیامبر گرامي اسلام و نیز ائمه اطهار و در دوران معاصر در الگوی مدیریتی و حکومتی امام راحلمان و نیز مقام معظمرهبری شاهد بودهایم. غلبه افراطیگری در عرصه سیاسی بهمعنای دور شدن از این الگوی اصیل سیاستورزی است. اگر امروز از افراطیگری بهعنوان مهمترین آفت و چالش نظام و جامعه نام ببریم بیراه نگفتهایم. اگر در تماميحوادث و اتفاقات ناگوار سالهای پس از انقلاب بنگریم، ریشه همه آنها را در افراطیگری و دور شدن از مسیر اعتدال و تدبیر ميبینیم. حتی ميتوان به جرات مدعی بود که اگر امروز از چالشی به نام بحران مدیریت و کارآمدی سخن به میان ميآید مهمترین علت و ریشه آن را باید در وجود تفکرات مبتنی بر افراطیگری دانست. افراطیگری در نقطه مقابل کارآمدی و مهمترین مانع بر سر راه تحقق اهداف انقلاب و نظام است. تنها راه مقابله با این پدیده نیز بازگشت به سیاستورزی اصیل اسلامي است. یعنی بازگشت به اعتدال، صداقت، اخلاقگرایی و پرهیز از هر عاملی که بر افراطگرایی دامن ميزند.
در دین ما اعتدال با مفاهیميهمانند عدالت هم معنا و مترادف است. به عبارت دیگر آنجا که اعتدال نباشد، عدالتی هم در کار نخواهد بود و افراط و تندروی مساوی ظلم و بیعدالتی است. اعتدالگرایی بهعنوان یک اصل دینی و یک الزام معرفتی و یک ضرورت سیاسی و اجتماعی مهمترین نیاز امروز ماست. تنها با رویکرد اعتدالی است که کارآمدی نظام اسلامي در پرتو خردگرایی، ارزشگرایی و آرمانگرایی امکان تحقق ميیابد.
شما بهعنوان چهرهای معتدل در فضای سیاسی کشور چه راهکارهایی پیشنهاد ميکنید تا آرامش فعلی از آرامش بهعنوان تکنیک به آرامش بهعنوان استراتژی تبدیل شود؟ در این میان چه موانعی وجود دارد؟
برای خروج از فضای ملتهب سیاسی دو راهکار کوتاهمدت و بلندمدت مورد نیاز است. راهکار کوتاهمدت همانگونه که گفتم ميتواند نفی هرگونه کنش سیاسی نظری و عملی افراطی و تندروانه باشد. در واقع برای رسیدن به شرایط معقولی که بتوان برای راهکارهای بلند مدت برنامهریزی کرد نیازمند ایجاد وضعیتی اعتدالی و عقلانی و بهدور از هرگونه هیجان کاذب سیاسی و اجتماعی هستیم. امروز هر گفتار و عملی که بر حجم کدورتها بیفزاید و آتش اختلافات را شعلهور تر سازد بدون تردید برخلاف مصالح نظام و انقلاب و به مثابه خیانت به انقلاب است. از این رو در شرایط کنونی هر اقدامي که صورت ميگیرد باید در راستای افزایش وحدت و همدلی ملی باشد.
به جز این راهکار کوتاهمدت، ما نیازمند یک راهکار بلندمدت نیز هستیم تا نهتنها در آینده شاهد وقوع چنین وقایع تلخی نباشیم بلکه از وقایع رخ داده همانند یک تجربه گرانبها و یک سکوی پرش برای نیل به آرمانهای انقلاب استفاده کنیم.
باید در یک آسیبشناسی دقیق ببینیم یکی از مهمترین عوامل اتفاقات امسال چه بود. اگر به انتخابات گذشته بازگردیم ميبینیم که گرفتار آمدن در دام شعارگراییهای کلی و بی اعتنایی به شعور عمومي یکی از مهمترین دلایل ایجاد یک هیجان کاذب در این انتخابات بود. اینکه ميگویم ميتوانیم از تجربه انتخابات بهعنوان یک سکوی پرش برای تحقق اهداف انقلاب استفاده کنیم ناظر به همین مساله است. باید بهدنبال عبور از شعارگرایی و رسیدن به مرحله شعورگرایی باشیم. شعارگرایی با هیجان کاذب و افراط و تندوری همراه خواهد بود، در حالیکه گذار از آن به سمت مخاطب قرار دادن درک و آگاهی عمومي خود بهخود مسیر را برای ایجاد اعتدال و عقلانیت در جامعه هموار ميسازد.
بهنظر بنده مهمترین کار ما در برنامه بلندمدت تبیین دقیق و عملیاتی مردمسالاری دینی بهعنوان چارچوب و محتوای نظام جمهوری اسلامي است. ولایت فقیه، قانون اساسی و آرمانهای نظام و انقلاب باید سه رکن اصلی ما در این تبیین باشند. امروز مهمترین نیاز ما در ابعاد کلان، اجماع همگانی نخبگان بر سر منافع بلندمدت ملی است. باید بهدنبال آن باشیم تا برای نیل به اهداف کلان نظام به یک راهبرد مشخص و عملیاتی برسیم. برای نیل به این مقصود نیز نیازمندگذار از شعار به عمل هستیم. این گذار سه مرحله را در بر خواهد گرفت. در وهله نخست، فراتر رفتن از شعار بدین معناست که آرمانها و اهداف کلی نظام بهدرستی تبیین و مشخص شوند. در وهله دوم باید بهدنبال آن دسته از راهبردهای اجرایی باشیم که ميتوانند در جهت محقق شدن این آرمانها و اهداف به یاری ما بیایند. و مرحله آخر نیز مرحله اجرا و عملیاتی کردن این راهبردهاست. متاسفانه بهرغم گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، ما همچنان فاقد تعریف دقیق و مشخصی از آرمانهای انقلاب اسلاميهستیم. آرمانها و اهداف ما همچنان بهصورت کلی و عملیاتی نشده باقی ماندهاند. ما همچنان فاقد درک روشنی از عدالت، آزادی و پیشرفت و توسعه هستیم و همین مساله باعث ميشود تا مسئولان اجرایی ما نیز دچار کلیگویی شده و فاقد راهکارهای اصولی برای تحقق این آرمانها باشند. ما باید در خصوص آزادی و عدالت و پیشرفت به یک اجماع عموميو عقلانی دست پیدا کنیم تا جناحها و دولتهای گوناگون نتوانند آن را به دلخواه خود تعریف کرده یا مورد تغییر و تحریف قرار دهند.
امروز بهرغم آنکه در دهه پیشرفت و عدالت قرار داریم اما همچنان فاقد یک اجماع عمومي و مبتنی بر خرد جمعی در خصوص توسعه بوميهستیم. تا وقتی چنین تعریفی و تبیینی وجود نداشته باشد قادر به سنجش مسیر حرکت خود نخواهیم بود.
اینکه بنده بارها از چالش کارآمدی و مدیریتی که در برخی موارد به یک بحران تبدیل شده است، صحبت کردهام ناظر به این مساله است که هنوز نتوانستهایم تکلیف خود را با شعارها مشخص کنیم و به تبع آن مسئولان و مدیران ما به جای آنکه در پیتحقق شعارها و آرمانهای انقلاب باشند، دائما بهدنبال تکرار آنها و هیجانی کردن فضای پیرامون آنها بودهاند.
تحلیل شما از فضای سیاسی کشور طی آیندهای نزدیک چگونه است؟
با توجه به حضور پر شور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و نیز روند حرکت امور به سوی نوعی اعتدال و عقلانیت محوری از سوی تمامي فعالان و جناحهای سیاسی ميتوان امیدوار بود که فضای سیاسی کشور در سال پیشرو بهسوی نوعی ثبات توام با پویایی و نشاط حرکت کند. فضای سیاسی آینده کشور بیش از هر چیز منوط به این است که کنشگران این عرصه تا چه میزان ميتوانند خود را در مسیر تحقق خواستهای ملت و رهبری در کنار گذاشتن اختلافات و قرار گرفتن در مسیر سازندگی کشور قرار دهند. بدون تردید برای حرکت در مسیر تحقق فرامین رهبری در خصوص نیل به پیشرفت و عدالت در وهله اول نیازمند فضایی با ثبات و نیز خردمحوری در تمامي امور هستیم. نظام جمهوری اسلامي امروز نیازمند حرکت توام با اقتدار و تدبیر در عرصههای گوناگون است و همین مساله باید همه نیروهای سیاسی را به سمت اتحاد و همدلی حول منافع ملی سوق دهد.
بارها از اصولگرایی اصلاحطلبانه سخن گفتهاید و شاید بتوان این مفهوم را به عنوان گفتمان شما تصور کرد. در فضای فعلی اصولگرایی اصلاحطلبانه چگونه خود را در فضای سیاسی کشور تعریف ميکند؟
اصولگرایی اصلاحطلبانه بهعنوان یک گفتمان ریشه در فرمایشات رهبری داشت که در کشاکش تقابلهای جناحی و برای دوری از هر نوع افراط و تفریط، راه صحیح را اصولگرایی اصلاحطلبانه نامیده بودند. در فضای کنونی نیز بهنظر ميرسد اصولگرایی اصلاحطلبانه با ارکان و مولفههایی نظیر ارزشگرایی، عقلانیت و اعتدال و نیز با تاکید بر ولایتمداری، قانونگرایی و کارآمدی ميتواند مهمترین نقش را در تثبیت و اعتلای فضای سیاسی جامعه و نظام ایفا نماید. بنده بر این باورم که باید به تعریفی جامع و کامل از سیاستورزی در چارچوب نظام مردمسالاری دینی دست پیدا کنیم تا بار دیگر شاهد تنشها و چالشهایی نظیر اتفاقات سال ٨٨ نباشیم و بنا بر این اعتقاد، بنده اصولگرایی اصلاحطلبانه را با آن ارکانی که ذکر کردم چارچوب اصیل و مناسبی برای تحقق اهداف نظام جمهوری اسلاميميدانم. بنده بر این باورم که اتفاقات سال ٨٨ بیش از گذشته نیاز ما را بهوجود چنین خط مشی معتدلی در عرصه سیاسی به اثبات رساند.
باتوجه به تدریس ژئوپولتیک از جانب جنابعالی در دانشگاه، تحلیل شما از فضای سیاسی خاورمیانه و نقش ایران در معادلات منطقهای و جهانی چگونه است؟
در یک تحلیل کلی ميتوانم بگویم که ایران و جایگاه و نقش آن هیچگاه از معادلات منطقهای و جهانی قابل حذف و چشمپوشی نیست. قدرتهای جهانی چه بخواهند و چه نخواهند ایران بالاترین نقش و جایگاه را در سطح منطقه بهخود اختصاص داده است. این جایگاه تنها مختص وضعیت کنونی نیست، جایگاهی به قدمت تاریخ تمدن بشری است و از این رو تا ملت بزرگی به نام ایران وجود دارد این جایگاه قابل حذف و تضعیف نیست. در طول سالهای پس از انقلاب اسلامي شاهد بودهایم که قدرتهای فرامنطقهای سعی داشتهاند تا با ایجاد اختلاف و نیز بدیلسازیهای مصنوعی از نقش و جایگاه ایران در منطقه بکاهند اما هیچگاه موفق به این کار نشدهاند. اما این مساله نباید ما را از آفاتی که باعث تهدید این جایگاه شده و قدرت تاثیرگذاری ما را تحتالشعاع قرار ميدهد غافل کند. بدون تردید ارتباط مستقیمي میان اقتدار و ثبات داخلی و میزان تاثیرگذاری و اقتدار خارجی و بینالمللی یک کشور وجود دارد. هر چقدر ما در داخل از اتحاد و همدلی بیشتری حول منافع ملی برخوردار باشیم، بر عمق و شعاع تاثیرگذاری ما در مسائل بینالمللی افزوده خواهد شد. باید متوجه باشیم که تنها با حفظ قدرت و نفوذ منطقهای و بینالمللی است که ميتوانیم منافع ملی را در بالاترین سطح آن تامین کنیم. امروز با وجود یک دولت شیعی در عراق و نیز یک دولت اسلامگرا در ترکیه و نیز بهبود وضعیت ثبات در افغانستان و پاکستان و نیز نقش و جایگاه بالایی که حزبالله در عرصه سیاسی لبنان دارد ما از موقعیت خوبی در منطقه برخورداریم و همین مساله نیز باعث شده است تا تلاشهای دشمنان و قدرتهای فرامنطقهای برای ایجاد اختلاف میان ایران و همسایگان آن افزایش یابد. برای ناکام گذاشتن این تلاشها که همانگونه که ذکر شد نسبت مستقیمي با منافع ملی بلندمدت ما دارد باید تنها یک صدا که همانا صدای مقاومت در برابر زورگوییها و زیادهخواهی قدرتمداران و نشانه اتحاد و همبستگی ملت و اهالی سیاست در ایران است به گوش جهانیان برسد.
از نظر شما مهمترین اقدامات در حوزه شهری در سال ١٣٨٨ چه بوده و مهمترین اهداف سال ٨٩ برای شهرداری تهران چه مواردی؟
در سال ٨٨ با آنکه شاهد نوعی رکود کلی در سطح جهانی و کشوری بودیم با اینحال شهرداری تهران با پیشبینیهایی که صورت داده بود، موفق شد هم بالاترین میزان از درآمدهای خود را تحقق بخشد و هم برنامههای خود را به طور مطلوب به سرانجام برساند. بهرغم بسیاری از مسائل و مشکلات حاشیهای، شهرداری تهران موفق شد در سال ٨٨ به یکی از مهمترین وعدههای خود به مردم تهران عمل کرده و تونل توحید، بزرگترین پروژه مدیریت شهری کشور را با موفقیت به سرانجام برساند. شهرداری تهران در حالی موفق به انجام این مهم شد که در سطح ملی بهخاطر شرایط خاص اقتصادی و سیاسی شاهد نوعی رکود در فعالیتهای عمرانی و اقتصادی بودیم.
شهرداری تهران همچنین در کنار مسائل عمرانی موفق شد تا به تمامي برنامهها و تعهدات خود در زمینه حمل و نقل شهری و مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز جامع عمل بپوشاند. در همین سال ما شاهد افزایش چشمگیر خطوط مترو و افتتاح چندین ایستگاه جدید در خطوط مختلف بودیم. همچنین شهروندان تهرانی شاهد افتتاح مسیر جدید خطوط سریع اتوبوسرانی در خیابان ولیعصر بودند. ما همچنین شاهد افتتاح بوستانها و فضاهای تفریحی متنوع شهری در این سال بودیم که امکانات فراوانی را برای بهرهگیری بهتر شهروندان از اوقات فراغتشان در اختیار آنها قرار ميدهد.
شهروندان تهرانی همچنین شاهد زحمات شبانهروزی و بینظیر مدیران و کارگران شهرداری طی وقایع پیش و پس از انتخابات ریاستجمهوری بودند که بهرغم وجود فضای خاص و ملتهب سیاسی و اجتماعی توانستند شهر و امکانات آن را به خوبی حفظ کنند.
در سال ٨٨ ما همچنین گامهای بلندی برای تبدیل کردن تهران به یک شهر الکترونیک برداشتیم بهگونهای که در آیندهای نزدیک تهران جزو ١٠ شهر برتر جهان در این زمینه خواهد بود. تهران در سال ٨٨ کاملا مطابق با برنامه بلندمدت ما برای توسعه و آبادانی این شهر، رشد و گسترش یافت، برنامههایی که برای سال ٨٩ و سالهای بعد نیز با تمام توان اجرا خواهد شد.
ميتوانیم به شهروندان تهرانی اطمینان دهیم که سال ٨٩ شاهد خدمات بیشمار دیگری از سوی شهرداری تهران خواهند بود و در پایان سال آینده، شهر تهران گام بلند دیگری در جهت تبدیل شدن به شهری فراتر از استانداردهای جهانی بر خواهد داشت و به آرمانشهر اسلامي که شهری پیشرفته توام با معنویت، عدالت و امنیت است، نزدیکتر خواهد شد.
یکی از مهمترین اهداف و برنامههای ما در سال ٨٩ بر داشتن گام مهمی در جهت ایجاد شهر الکترونیک است. ایجاد مولفههای شهر الکترونیک امروز یکی از نیازهای اساسی شهر بزرگی همچون تهران است. ایجاد چنین بستری علاوه بر صرفه جویی و کاهش مصرف در ابعاد وسیع آن، به کاهش مسائل و مشکلات ترافیکی، محیط زیستی و نیز افزایش مولفههای حقوق و کرامت شهروندی نیز منجر خواهد شد.
ما در سال آینده همچنین روند شفافسازی امور در شهرداری را با قوت ادامه خواهیم داد و توسعه حمل و نقل شهری با اولویت مترو از مهمترین برنامههای ما خواهد بود. همچنین در سال آینده شهروندان تهرانی شاهد یک جهش بزرگ در زمینه توسعه فرهنگی و اجتماعی شهر خواهند بود. در سال آینده شاهد افتتاح بسیاری از پروژههایی خواهیم بود که در سالهای گذشته روند احداث آنها آغاز شده است. همچنین طرحهای فراوان دیگری برای توسعه تهران در نظر داریم که در سال ٨٩ آغاز خواهند شد. مطمئنا پایان سال ٨٩ چهره تهران متفاوتتر از امسال خواهد بود و تبدیل به شهر مناسبتری برای زندگی شهروندان شریف تهرانی خواهد شد. البته برای رسیدن به آرزو و هدف همچون گذشته نیازمند مشارکت و همیاری همه شهروندان عزیز هستیم و استفاده از نظریات و خرد جمعی ایشان را بر خود فرض ميدانیم.
آیا از تعامل دولت با شهرداری در زمینههای مختلف خدمات عمومي رضایت دارید؟ در صورت عدم رضایت چه راهکارهایی برای رفع این مشکلات پیشنهاد ميکنید؟
تعامل میان دولت با مدیریت شهرداری تهران طی این سالها آنگونه که مردم انتظار داشتهاند مطلوب نبوده، اما بهرغم این مساله بنده در طی این سالهایی که در خدمت مردم عزیز تهران بودهام سعی کردهام تا از مطرح کردن این مسائل در حوزه عمومي اجتناب کنم. تهران بهعنوان یک کلانشهر و پایتخت کشور دارای جایگاه و ویژگیهای منحصر به فردی است. این جایگاه نیازمند نگاه ملی دولت و دستگاه اجرایی به این شهر است. ما هر چند توانستهایم تا کنون با تکیه بر امکانات شهرداری و کمکهای مردم روند مشخصی را برای توسعه شهر تهران و اداره کارآمد آن طی کنیم اما مطمئنا اگر سایر نهادها و دستگاههای اجرایی نیز بهوظایف و مسئولیتهای قانونی خود در قبال شهروندان تهرانی عمل ميکردند، شهروندان تهرانی امروز با مشکلات کمتری روبهرو بودند. تا وقتی که دستگاه اجرایی به جای نگاه قانونی با نگاه سیاسی به تنظیم روابط خود با شهرداری ميپردازد نميتوان نسبت به بهبود این رابطه امیدوار بود. برای بهبود این تعامل در وهله اول نیازمند تغییر نگاه مسئولان اجرایی نسبت به شهرداری تهران هستیم. انتظار ما از دستگاههای دولتی تامین حداقل خواستهای قانونی شهرداری و شهروندان تهرانی است. در یک کلام، نگاه ملی و غیرسیاسی به شهر و مدیریت شهری تهران مهمترین خواسته شهروندان تهرانی از دولت است.