gototopgototop
 
   
 
 

گزارش ویژه

c9d-a548.jpg

نگاهی به آثار بسیاری از شعرای فارسی‌وی معاصر تاجیکستان تنها گوشه‌ای از میزان عشق و ارادت شعرای معاصر تاجیک به انقلاب اسلامی و شخصیت امام خمینی را نشان می‌دهد

جدید ترین اخبار

عضویت در سامانه پیامک

نام و نام خانوادگی: شماره همراه
 
 
Array چاپ Array نسخه چاپی
کد خبر: 6738
 فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
به بهانه فرارسيدن 30 دي،پانزدهمين سالگرد درگذشت مرحوم مهندس مهدي بازرگان دبيرکل فقيد نهضت آزادي،ماجراي درگيري قلمي آقاي سيد محمد خاتمي و آن مرحوم را در موضوع"امريکايي بودن"برخي جريانهاي داخلي،بازخواني مي نمايم تا از اين رهيافت،تجربه اي براي ايام کنوني اندوخته شود.
به قلم : دکتر عبدالرضا داوری
پس از ترورهاي کور منافقين که در پائيز 60 ابعاد وحشيانه اي به خود گرفت، مرحوم مهندس مهدي بازرگان، دبيرکل فقيد نهضت آزادي که در آن زمان نماينده مجلس بود، در تاريخ 15 مهرماه 60 پشت تريبون مجلس قرار گرفت و تروريست هاي منافقين را «جوانان جانباز» خواند و در پاسخ به بيانات حضرت امام خميني(ره) که منافقين را مزدوران آمريکا ناميده بود، اظهار داشت: « اين جوانان جانباز در خانواده هاي آمريکايي زاييده و بزرگ نگشته اند که بتوان مزدورشان خواند.»(1)
موضع حمايت آميز مرحوم بازرگان نسبت به جريان نفاق در حالي بود که مرحوم امام خميني(ره) بدليل وحدت استراتژيک ايجاد شده ميان منافقين و دولت آمريکا در محور ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي، اين جريان نفاق آلود را آمريکايي قلمداد کرد . اما مرحوم بازرگان در اقدامي که به تجاهل العارف مي ماند تلاش کرد تا انگ" آمريکايي" بودن را از دامن آلوده منافقين آدمکش بزدايد و ساده لوحانه اذناب منافقين را به دليل دارا بودن شناسنامه ايراني، «آمريکايي» نداند.
استدلالات سست و بي پايه مرحوم مهندس بازرگان ، واکنش حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي را که در آن زمان سرپرست موسسه کيهان بود ، برانگيخت . ايشان در سرمقاله روزنامه کيهان ريشه ظهور جريان منافقين را سازشکاري دولت موقت با آمريکا دانست و چنين نوشت:" ... اگر بخواهيم به تحليل جرياناتي که به اينجا انجاميد بپردازيم، بزرگترين گناه به گردن جرياني خواهد بود که از آغاز در سير طبيعي انقلاب، اخلال کرد و بسياري از جوانان ساده دل را از انقلاب رمانيد و آنان را به دام رهبران گروهک هايي که از آغاز هم معلوم بود بالاخره کارشان به تروريسم خواهد انجاميد، افکند. وقتي که دولت موقت در اثر بينش ناسازگارش با محتواي انقلاب اسلامي و با سوءاستفاده از نام و اعتباري که به برکت اسلام و عنواني که از رهبرانقلاب گرفته بود، راه آشتي دادن انقلاب سازش ناپذير اسلامي با آمريکا را برگزيد... وقتي که فرياد برآمد انقلاب به پايان رسيده است... و ملاقات با برژينسکي نشان داد که کدام سازندگي و نظمي مورد نظر است... گروهک هاي مفسد ،انحصار طلب ، ملحد يا التقاطي، با هياهو چنين وانمود کردند که جمهوري اسلامي و دولت موقت عين يکديگرند، و بدين وسيله توانستند بسياري از اين جوانان ساده دل را به سوي خود جلب و با کار مداوم آنان را براي چنين روز تلخي آماده سازند."(2)
حجت الاسلام سيد محمد خاتمي در ادامه سرمقاله روزنامه کيهان به اظهارات مهندس بازرگان، که تلاش کرده بود منافقين را از اتهام آمريکايي بودن مبرا سازد، شديدا انتقاد کرده و اظهار داشت: "طنز آقاي بازرگان، آنجا که از انتساب آشوبگران به آمريکا برمي آشوبند، خود حکايتگر نوعي نگرش آمريکايي به مسائل است... بدين ترتيب تشخيص درست امام و امت را که دشمنان داخلي... را آمريکايي مي خوانند و اعمال و مواضع آنان را به نفع آمريکا مي دانند، به تمسخر مي گيرند... آيا شاه مخلوع که گوي سبقت را از همه حکمرانان جهان سوم در سوق دادن کشور به سوي وابستگي تام به غرب و خصوصاً آمريکا... ربوده بود، در خانواده آمريکايي زاده شده يا از آمريکا برگشته بود، يا اينکه شاه، آمريکايي نبود؟... آيا آقاي بني صدر که... آمريکا همه اميدهايش را براي بازگشت به ايران به وي بسته بود، از خانواده آمريکايي بود؟... آيا آقاي رجوي که روز و روزگاري، آقاي بازرگان را نماينده بورژوازي( که طبق تحليل هاي ماترياليستي - مارکسيستي حضرات ماهيتاً آمريکايي است) مي دانست، و امروز که به منظور رهبري مقاومت ضدامپرياليستي در ايران به دامن فرانسه آويخته است! و براي تکميل مبارزات ضدآمريکايي، اين اواخر سفري به آمريکا کرده است، با کمال شهامت به تمجيد از بورژوازي ملي برخاسته و براي سرنگوني جمهوري اسلامي پيشنهاد اتحاد با بورژواها را مي دهد... و «جرج بال» به سياستمداران آمريکا اکيداً توصيه مي کند که مجاهدين خلق! را به عنوان جناح نيرومند مخالف با رژيم ارتجاعي! ايران مورد حمايت و تقويت قرار دهند و بالاخره مورد تمجيد و ستايش فراوان راديوها و سخن پراکني هاي آمريکا و اسرائيل و بي بي سي است، آيا آقاي مسعود رجوي از خانواده آمريکايي است؟... و امروز همان جوانان پاکباز! که شما به دفاع از آنان برخاسته ايد، چشم و گوش بسته به فرمان آقاي رجوي و همپالگي هاشان و به کمک بازمانده هاي رژيم شاه، و در هنگامه اي که نيروهاي رزمنده جمهوري اسلامي درگير دفن تجاوز رژيم آمريکايي صدام هستند، به کشتار و تخريب دست مي زنند."(3)
حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي سپس به تبيين منظور امام راحل از آمريکايي خواندن منافقين پرداخت و افزود: "مراد از آمريکايي بودن،، نحوه اي از ديد و بينش است که به سادگي، ابزار دست سياست هاي توسعه طلبانه آمريکا مي شود. و به خاطر همين ديد و بينش، جرياني که شما ( مهندس بازرگان)در راس آن قرار داريد همواره از مواضع ضدآمريکايي جمهوري اسلامي- البته با توجيهات گوناگون- اظهار نارضايتي و حتي مخالفت قولي و عملي کرده است... امروز اين آمريکاست که پندارگرايانه براي سرنگوني جمهوري اسلامي به مجاهدين خلق! دل بسته است و از آنان حمايت مي کند."(4)
آنچه که ملاحظه نموديد گواهي مي دهد که در سال 60 ، از منظر و ديدگاه حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي، کساني "آمريکايي" تلقي مي شدند که ديدگاه و بينش آنها بستر سياست هاي توسعه طلبانه آمريکا را در داخل کشور هموار نمايد.
اکنون اين سؤال مطرح است که آيا آقاي خاتمي فکر نمي کنند علت حمايت امروز آمريکا از "جريان فتنه" آن است که اين طيف طي ايام اخير در چارچوب منافع استراتژيک آمريکا و غرب، همه محورهاي کليدي انقلاب اسلامي نظير حکومت ديني، استکبارستيزي، آرمان قدس، مبارزه با سرمايه سالاري، حمايت از محرومين و ... را زير سؤال برده و عملاً تامين منافع امريکا در ايران را دنبال کرده است؟
آيا شايسته نيست ، آنچه که ديروز از قلم جناب آقاي خاتمي خطاب به مرحوم مهندس بازرگان نگاشته شد، امروز خطاب به رييس سابق دولت اصلاحات و همفکرانشان انشاء شود؟
آيا آقاي خاتمي و دوستانشان نبايد عبرت بگيرند؟ديروز تروريستهاي منافق از سوي مهندس مهدي بازرگان به عنوان "جوانان جانباز" مفتخر شدند و امروز هم آشوبگران روز عاشورا از سوي مهندس موسوي "مردم خداجوي" لقب مي گيرند؟ فاين تذهبون.
 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

راسخون
شبکه مذهبی اجتماعی
یاسین مدیا
خدمات صوت و فیلم
عاشورا
پایگاه جامع
امام هادی
موسسه خیریه
   

صفحه اول| گزارش ویژه | خبرویژه | سیاسی| اجتماعیفرهنگی | بین الملل | حوادث | اقتصادی|مذهبی| تصویری|ورزش|