به گزارش رهوا :نویسنده وبلاگ جمهوری اسلامی حسین خان در جدید ترین پست وب خود نوشت :
محمدرضا باهنر نماینده محترم مجلس شورای اسلامی به تازگی در مواجه با پدیده مشایی مدعی شده است که اظهارات وی بدون وزن و کم مایه است و همانند کف روی آب فنا پذیر و زود گذر است.
در هر جامعه ای برخی افراد در رابطه با دولت دارای موقعیت استراتژیکی و ممتازی هستند از توانایی های ذاتی برخوردار بوده ؛ با گروه های حاکم رابطه نزدیکی دارند؛توانایی اعمال نفوذ آنها بر دولت بیشتر است و دولت نیز به آنها نیاز مبرمی دارد.
یکی از مشاجرات اساسی فلسفه سیاسی آن است که همیشه این افراد با چنین ویژگی های خاصی از سوی جریان مختلف سیاسی سیبل شده و در آماج حملات گوناگون این جریان های سیاسی برای تخریب و تضعیف ارکان های دولت قرار می گیرند.
اسفندیار رحیم مشایی به دلیل همین ویژگی های خاص سیبل دولت محمود احمدی نژاد است و جریان های خاص سیاسی همچون محمدرضا باهنر نوک حملات خود را به طرق مختلف و با حرکات ایضایی به سمت مشایی نشانه می گیرند.
مخالفان و منتقدان سنتی دولت و مشایی به دلیل خاستگاهی که از آن برخوردار هستند اصولا به طبع بشر و امکان اصلاح آن و کمک به عقل بد بین هسستند و عقل انسان و جامعه را در برابر عقل کلی تر نهفته در لایه های فکری خود بی ارزش می شمارند و با همین دید و تفکر نسبت به موضع گیری های عقلانی دولت و مشایی گارد می گیرند.
این نوع نگرش حاکم بر مخالفان دولت و مشایی باعث شده است که هر روز در برابر ایده ها و طرح های دولت و مشایی از خود موضع قهریه گرفته و در نهایت عنوان کنند که اظهارات مشایی همچون کفی روی آب زود گذر و فنا پذیر است.
حال باید از این آقایان این سئوال را داشت که اگر در اعماق اذهان شما چنین تفکری زایش شده است پس چرا اینگونه نسبت به اظهارات مشایی اینگونه از خود موضع می گیرید و هر روز هزاران ننگ و انگ را به او می چسبانید اگر این اظهارات کف روی آب پس این همه بی تابی و کج خلقی برای چه است؟
مشایی یک تعریف جدید سیاسی را تبیین کرده است روشنفکری عامه پسند این نوع تعریف شاید یکی از پدیده های عمده دوران مدرن است؛ این نوع روشنفکری طبقه خاصی را شامل نمی شود بلکه از طبقات مختلف جامعه ریشه می گیرد.
تعریف این مکتب جدید سیاسی از سوی مشایی باعث شده است گروه های مختلف و منتقد سیاسی برای ادامه حیات خود به تکاپو بی افتند و با حمله به این مکتب جدید سیاسی از رونق و اشاعه آن در علوم سیاسی و توده ملت جلوگیری به عمل آورند.
این مکتب بر خلاف ماهیت روشنفکران دولت های گذشته چهره جدیدی از نظام سیاسی ایران به جهانیان را معرفی کرده است و حتی خود از خود انتقاد می کند تا با اتخاذ تصمیمات و مکتب جدید سیاسی جامعه مطلوب را ترسیم کند.
آنهاییکه نسبت به اظهارات مشایی در مورد مکتب ایران خرده گرفتند باید بدانند در عصر ارتباطات و سیاست خارجی تصویر سازی بسیار مهم است بنابراین کوشش در ایجاد و حفظ تصویر احترام آمیزی و حماسی از فرهنگ ایران و اسلام در سیاستگذاری خارجی دولت احمدی نژاد همواره در نظر بوده است.
مشایی درصدد تصویر سازی موزون و زیبا از ایران اسلامی بود که متاسفانه برخی جریان های سیاسی با حمله به وی اجازه شکوفایی این مانیفست جدید در سیاست خارجی را به وی ندادند.
در جوامع امروزی آزادی و اگاهی اصلی انکار ناپذیر است و تنها می توان از طریق رعایت قواعد بازی دمکراسی توازنی از قوا و جریان های سیاسی در عرصه سیاست ایجاد کرد باید اجازه دهیم که در جامعه دیالوگ برقرار شود افراد حرفهای خود را بیان کنند تا برآیند آن به سود جامعه باشد نباید اظهارات افراد را کف روی آب بدانیم بلکه باید با رعایت قواعد بازی در دموکراسی به سوی تعالی و رشد جامعه خود حرکت کنیم.
بدن سان نقادان دولت و مشایی در نقد فردگرایی یا اصالت فرد به عنوان اساس دموکراسی از موضع خصمانه به موضع مصلحت و خیر جامعه به عنوان واقعیتی اصیل و حقیقتی لازم سوق پیدا کنند.
عدم توجه به حریم دیگران و اصالت شخصیت حقیقی و حقوقی دولت و رحیم مشایی در نقادی ؛ منتقدان را به انزوا می کشاند و این نقادی نمی تواند بهره ای مفید و پر ثمر برای جامعه در بر داشته باشد.
تنها راه نجات مخالفان سنتی دولت و مشایی از این مهلکه سهمگین احیا و تجدید اقتدار اخلاقی اجتماعی افراد به عنوان ذاتی جداگانه از فرد است. باید در نقادی های خود ادب و حقوق اجتماعی و فردی دیگران را مدنظر قرار دهیم توهین و اهانت را نباید چاشنی نقادی های خود کنیم با ادله و برهان به جنگ اندیشه و مکتب رویم ، شاید بتوان گفت توهین ها و اهانت های صورت گرفته طی چند سال گذشته به دولت و مشایی آنها را در چشم ملت عزیزتر و متخاصمان را ذلیل تر کرده است.
مشایی خواستار بسط و گسترش شادی و دوستی در جامعه و ملل مختلف است؛ جرمی بنتهام فیلسوف بزرگ انگلیسی استدلال می کرد که اگر همه انسان ها خواست ها و نیازهای یکسانی دارند و شادی ها و رنج هایشان همانند است پس توجه به شادی های و دوستی ها باید مقدم تر و اولا تر باشد پس دموکراسی از نظر دولت احمدی نژاد یعنی داشتن بیشترین میزان شادی و دوستی در بین ملت این همان اظهارات مشایی است حال آقای باهنر آیا این اظهارات کف روی آب است؟