
شاید قیاس یک کارگردان سینما با مردی در کسوت سیاست در بادی امر قیاسی مع الفارق به نظر آید،خصوصاً اگر آن دو ، هنر را برای هنر و سیاست را برای سیاست بخواهند ، اما با جستار در اندیشه های آن سینما گر و این سیاستمدار و اینکه « صحنه ی سینما » و« میدان سیاست » آنان را نه هدف بلکه وسیله ای برای بیان دردها ، اعتقادات ، ارزشها و به اجرا در آوردن « عدالت » و « ستیز با فساد » باشد. دیگر سخن از جدایی و بیان فصول عجیب به نظر می رسد.
نظرات