به‌روز شده در: دوشنبه, 24 اسفند 1388
 
 
تاریخ انتشار: دوشنبه, 19 بهمن 1388 تعداد بازدید: 1180 مرتبه
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 7235
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
آقای مطهری! حیف روز‌خند!
آقای مطهری!اگر نبود که نام خانوادگی‌تان «مطهری» است، ستون طنز «روزخند» را که مایه انبساط مخاطبان‌مان است،
علی مطهریپایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا به قلم :علي اكبر بهشتي:
این روزها علی مطهری در ساده‌اندیشی، گوی سبقت را از دیگر رقبا ربوده است؛ فهم ایشان از شفاف موضع گرفتن خواص، در نامه‌ای که خطاب به میرحسین نوشت، متجلی شد و تنها به نیمی از فرمایش رهبر انقلاب جامه عمل پوشاند و به جای اتخاذ موضع دوپهلو، آشکارا ساده‌لوحی خود را ثابت کرد.
 
آقای‌مطهری! گیرم نه؛ صددرصد پدر تو بود فاضل اما از فضل آن پدر مطهر، شما را چه حاصل؟! همان اندیشه که مطهری را در خون سرخ خود غوطه‌ور کرد، این روزها برای شما هورا می‌کشد و شما از درک حقیقت عاجز شده‌اید و رطب و یابس می‌بافید. میزان شعور سیاسی و فهم شما از مسائل، این روزها برای همگان عیان شده است اما ما در عصر اصلاحات به این بی‌بصیرتی منحصر به فرد حضرتعالی پی برده بودیم؛ یادتان می‌آید که در آن 8 سال اصلاحات که دشمن از گلوی مدعیان دروغین اصلاح‌طلبی فریادهای خود را نثار اصل اسلام و ستون خیمه انقلاب کرده بود، شما به «جراید» مقاله می‌دادید و «چهارشنبه سوری» و «سیزده بدر» را مورد نقد قرار می‌دادید؟!
 
این عمق بینش و ژرفای فهم شما بود از آنهمه هجوم دشمن و از این همه شبیخون نیز تمام دغدغه شما «صیغه دختران دبیرستانی» و «دفاع از فرزندان هاشمی» است. آقای مطهری! اخیرا ادعا کرده‌اید که اول‌بار باب انتقاد از آقازاده‌های آقای هاشمی را شما گشوده‌اید؛ اگر این اقدام کار مناسبی است، پس چرا احمدی‌نژاد را به خاطر طرح پاره‌ای سوالات درباره آقازاده‌ها در مناظره، به باد انتقاد می‌گیرید و اگر قیام برای احیای عدالت و مبارزه با بی‌بند و باری اقتصادی و افشاگری دست‌های آلوده به بیت‌المال مسلمین، عملی ناپسند است که بنابر اعتراف خودتان شما متهم ردیف اول هستید! آری، واقعیت این است که شما از همه چیز بد برداشت می‌کنید؛ بویژه از اندیشه آن شهید مطهر.
 
اگر مطهری «جاذبه و دافعه علی» را نوشت، شما با مواضع اخیرتان دشمنان را جذب خود و دوستان را از خود طرد کردید. اگر مطهری «خدمات متقابل اسلام و ایران» را نوشت، شما خدمات متقابل فرقه سبز و دشمنان بیرونی را ترسیم کرده‌اید؛ یک خدمت، آنها به شما می‌رسانند و یک خدمت، شما به آنها. اگر مطهری «اسلام و مقتضیات زمان» را نوشت، شما از درک اقتضای زمان عاجزید و به جای شنیدن ندای هل من ناصر انقلاب، «صدای آمریکا» را شنیده اید. اگر مطهری «مساله شناخت» را نوشت، نشناختن صفوف دوست و دشمن، مهم‌ترین مساله شما شده است. اگر مطهری «جهان‌بینی توحیدی» را نوشت، امروز رسانه‌های جهان شرک و الحاد، از شما به عنوان یک عنصر ساده‌لوح در خدمت جهان‌بینی کفر استفاده می‌کنند. اگر مطهری کتاب «ولاها و ولایت ها» را نوشت، شما لیاقت سربازی ولایت فقیه را از دست داده‌اید.
 
اگر مطهری «عدل الهی» را نوشت، شما عدالت را قربانی مصلحت و مصلحت را فدای حکمیت کرده‌اید. اگر مطهری «نبرد حق و باطل» را نوشت، شما نبرد حق و باطل را به دعوای احمدی‌نژاد و موسوی فرو کاسته‌اید. اگر مطهری «حماسه حسینی» را نوشت، شما هنوز تکلیف‌تان را با آشوبگران عاشورا و میرحسینی که این هتاکان را «خداجو» خواند، مشخص نکرده‌اید. اگر مطهری «مشکلات علی» را نوشت، شما توجیه‌گر فتنه این مشکل‌تراشان شده‌اید. اگر مطهری «اصل عدل در اسلام» را نوشت، شما اصل همه فتنه‌ها را افشا کردن بی‌عدالتی‌ها می‌دانید.
 
اگر مطهری «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را نوشت، شما به وادی سفسطه و پلورالیسم سیاسی افتاده‌اید و استدلال‌های آبکی ولی دشمن شادکن ارائه می‌کنید. اگر مطهری خطیب توانای «حسینیه ارشاد» بود، شما مکبر مسجد ضرار شده‌اید و دشمن مواضع‌تان را با آب و تاب پوشش می‌دهد. اگر مطهری توسط گروهک فرقان کشته شد، امروز شما چشم بصیرت را بسته‌اید و نمی‌بینید که همین دار و دسته فرقانیان از موسوی حمایت می‌کنند. راستی! چگونه احمدی‌نژاد را لیبرال می‌خوانید اما خیل لیبرال‌ها و دین‌ستیزان اطراف موسوی و کروبی را نمی‌بینید؟!
 
آقای مطهری! با کدام استدلال، موسوی را با «علی» و حق او را با حق نادیده گرفته‌شده «امیر‌المومنین» مقایسه کرده‌اید؟ از قیاس‌تان خنده آمد خلق را و گریه آمد که چرا از آنهمه فضایل شهید مطهری چیزی به دست شما نرسیده است. تفکرات استاد شهید، نماد «اندیشه» بود و مواضع شما نشانه عقایدی که بوی عقده‌های کور می‌دهد.
 
اولا؛ حضرت امیر وقتی با رای منفی مردم روبه‌رو شد 25 سال خود را خانه‌نشین کرد و موسوی در نقطه مقابل علیه آرای ملت و آرمان‌های مردم دست به شورش زد.
 
ثانیا؛ حضرت امیر حتی در زمانی که به ظاهر مقبولیت مردمی نداشت از مشروعیت الهی برخوردار بود؛ موسوی کدام یک از این دو را داشته است که شما او را صاحب حق دانسته و گفته‌اید: «فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمومنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید»؟!
 
ثالثا؛ موسوی نه برای حفظ اسلام که برای حذف اصول انقلاب اسلامی، کدام کار را می‌توانست انجام دهد و انجام نداد؟! با این همه فتنه و آشوب اگر از موسوی حذف اسلام را می‌خواستید، آیا به صواب نزدیک‌تر نبود؟!
 
رابعا؛ ملت ما در 9 دی نشان داد حول محوری جز ولایت، به وحدت نمی‌اندیشد و چیزی که عده‌ای شمای ساده‌اندیش و زود باور را به اظهار نظر درباره آن فراخوانده‌اند، نه «وحدت» که «حکمیت» است و چون نگاه شما عمق ندارد فریب عناصری را خورده‌اید که به شما خط می‌دهند. جایی از نامه‌تان نوشته‌اید که اگر موسوی و کروبی سکوت کنند، رهبری انقلاب به سراغ برخورد با رئیس‌جمهور خواهند رفت!!
 
جلوی این جمله شما اگر هزار بار هم علامت تعجب بگذاریم، کم است. فرض بگیریم سران فتنه از این پس سکوت پیشه کنند؛ در آن صورت آیا چیزی از بار گناه‌شان کم خواهد شد؟! احمدی‌نژاد مثل هر انسانی اشتباهاتی دارد ولی آیا سوال پرسیدن از اقدامات اقتصادی آقازاده‌ها جرم است؟!چیزی اگر گناه است، بی‌بصیرتی خواصی است که در پشت صحنه نشسته‌اند و چون شمایی را به میدان می‌آورند تا ما گمان کنیم با شما طرفیم نه با ایشان! آقای مطهری!اگر نبود که نام خانوادگی‌تان «مطهری» است، ستون طنز «روزخند» را که مایه انبساط مخاطبان‌مان است، دستمایه نقد شما و آزار خوانندگان عزیز نمی‌کردیم. کاش نام شما هم «کروبی» و «موسوی» بود تا می‌توانستیم به جای انتقاد، می‌خندیدیم به این سادگی بی‌مثال.
 

نوشتن نظر


 

صفحه اول  |  پیوندها  |  آرشیو  جستجو  تماس با رهوا  | RSS

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است

طراحی: NewsMedia