gototopgototop
 
   
 
 
تاریخ انتشار: سه شنبه, 27 دی 1390
چاپ نسخه چاپی
کد خبر: 24836
فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان
از میدان آزادی تا میدان التحریر

دکتر مهدي گلجان

 

به گزارش«رهوا»-به قلم دکتر مهدي گلجان*

روابط ايران و مصر به رغم طي كردن فراز و نشيب هاي فراوان، براي دو كشور اهميت فراواني دارد. تاكيد مقامات دو كشور بر گسترش روابط دوجانبه و وجود اشتراكات فراوان فرهنگي، اقتصادي و... نشان مي دهد كه بسط و توسعه مناسبات دو جانبه مي تواند منافع دو كشور و جهان اسلام را به خوبي تامين كند.


دکتر مهدي گلجان يك بازنگري ساده در روابط كشورها و برداشت معتبر از آن، تجزيه و تحليل مسائل بين المللي را مي تواند رقم زند. كاربرد اين ديدگاه بدين ترتيب به ما كمك مي كند كه رخدادهاي گذشته را به گونه اي بنگريم كه بتوان شناختي واقع بينانه از دو محيط داخلي و خارجي در مقطع زماني مورد نظر به دست آورد.

سياست خارجي را بايد مجموعه اي از اهداف، جهت گيري ها، روش ها و ابزارها در نظر گرفت كه يك حكومت در مقابل ساير واحدهاي سياسي بين المللي به منظور دستيابي به منافع دنبال مي كند. همچنين ميزان تاثيرگذاري نظام بين المللي بر سياست و روابط كشورها را نمي توان ناديده گرفت، به سخني ديگر در بررسي رفتار بين المللي هر حكومتي روابط كشورها را در حوزه اقليمي، جغرافيايي و تاريخي ويژه آن كشورها بايد جست و جو كرد.

پويش روابط خارجي و مناسبات بين دو كشورِ مهم و تاثيرگذار در معادلات منطقه اي و حتي بين المللي يعني ايران و مصر مي تواند براي آشكار شدن بسياري از مسائل پشت پرده و تعاملات ميان قدرت هاي بزرگ و نقش آنان در تحولات منطقه خاورميانه حائز اهميت باشد. این اهمیت در حل حاضر که قریب یک سال از سقوط دولت دیکتاتوری حسنی مبارک می گذرد و با توجه به پیروزی اسلامگرایان در انتخابات این کشور، پررنگ تر نیز می شود.

استحكام روابط ايران و مصر مي تواند منشاء بازآفريني موقعيت جديدی در منطقه باشد، اگر چه در سالهاي گذشته، گام هاي مثبتي براي توسعه روابط ايران و مصر برداشته شده و دو طرف علاقه و سيگنال هاي ايجابي نشان داده اند، ولي ما هميشه شاهد فراز و نشيب هايي در روابط دو بازيگر مهم منطقه اي بوده ايم. هر چند نباید فراموش کنیم با توجه به سرنگونی حکومت حسنی مبارک، تحولات پس از آن و همچنین برگزاری دور سوم انتخابات در این کشور، بحث روابط ایران و مصر وارد مراحل جدیدی شده است.

اگر بخواهیم ريشه هاي فراز و نشیب های روابط دو کشور را جست و جو كنيم،‌ بدون شک كارشكني هاي قدرت هاي خارج از منطقه و رژيم صهيونيستي يكي از عوامل آن بوده است. در زمان «انور سادات» و قرارداد كمپ ديويد به سال 1978 و به رسمیت شناخته شدن اسرائيل از طرف مصر شاهد جرقه هاي اصلي قطع روابط دو كشور بودیم و با ترور انور سادات توسط خالد اسلامبولي و نامگذاري يكي از خيابان¬هاي تهران به نام اين شخص، شاهد تيره تر شدن هر چه بيشتر اين روابط بوديم. بعد از اين جريان، شروع جنگ تحمیلی و حمايت دولت مصر از عراق در زمان حسني مبارك و شعارهاي پان عربيستي و بعثيسم صدام، هر چه بيشتر فاصله ميان قاهره و تهران را افزايش داد.

پس از پایان جنگ اول خليج فارس و بلافاصله آغاز بحران دوم خليج فارس و حضور گسترده نيروهاي ائتلاف به رهبري ايالات متحده در منطقه خليج فارس در سال 1991 و شكست دولت شرق دروازه عربي، ما شاهد نفوذ مصر در منطقه خليج فارس و پيوستن به ترتيب امنيتي 2+6 به همراه سوريه بوديم كه اين خود نشان از علاقهمندي دولت مصر به اين منطقه است.

ولي با انحلال اين سيستم شاهد يك دوره خنثي از فعالیت مصر در منطقه خليج فارس و از طرف ديگر حضوری فعال در قراردادهاي صلح مادريد،‌ اسلو و كمپ ديويد 2 هستيم كه حضور قاهره در اين گفت و گوها باعث سردي بيشتر روابط اين كشور با ايران شد.

سياست خارجي مصر تا قبل از سرنگونی مبارک در فوریه 2011، مستقيماً تحت تاثير حزب دموكراتيك ملي (NDP) اين كشور بود. این گروه منافع ملي مصر را در راس هرم قرار داده و نزديكي به غرب و اسرائيل را جزو موازنه مثبت در سياست خارجي خود قلمداد مي كردند. نفوذ اقتصادي و سياسي واشينگتن و كمك هاي نظامي اين كشور به مصر و همچنين موافقتنامه هاي تجاري سه گانه اسرائيل، مصر، آمريكا نيز يكي دیگر از دلايل اين روابط سرد است.

اگرچه روابط دو كشور در بعضي از مسائل بين المللي و همكاري در سازمان هاي بين المللي از ديدگاه هاي مشترك حكايت مي كند، ‌ولي نقاط تعارض بين نيل تا خزر ريشه عميقي دارد. اين ريشه عميق همان مسئله فلسطين است. مصري ها همواره خواستار راه حل چندجانبه اي در رابطه با موضوع فلسطين بودند كه در مسئله كمپ ديويد شاهد آن بوديم و برقراري رابطه با اسرائيل را براي حل اين مسئله ضروري مي دانند. اين مسئله هميشه اصطكاك روابط با تهران را به همراه داشته است. البته پس از حمله آمريكا به عراق در مارس 2003 و اشغال اين كشور، ايران و مصر ضرورت روابط نزديك بين خود را بيشتر احساس كردند. به دنبال ديدار سيد محمد خاتمي رییس جمهور وقت ایران با حسني مبارك در حاشيه اجلاس سران، جامعه اطلاعاتي جهان، تحليلگران و صاحب نظران مسائل سياسي و بين المللي نیز بر اين تلاش ها صحه گذاشتند و آن را ايجاد بارقه هاي اميد و پيوند روابط ميان تهران و قاهره دانستند.

با توجه به شرايط كنوني منطقه اي و جهاني و به ویژه تغییرات گسترده سیاسی در کشورهای عربی و آفریقایی از جمله فروپاشی حکومت های دیکتاتوری کشورهای لیبی، تونس و مصر و همچنین موج بیداری اسلامی در خاورمیانه، مسائل پيچيده مربوط به فلسطين، ‌طرح هاي مداخله گر ابرقدرت ها و از همه مهم تر پیروزی احزاب اسلامگرا در انتخابات مصر و تمایل آن ها به برقراری ارتباط دوستانه با ایران، ضرورت بازسازي موقعيت روابط دو كشور به عنوان دو قدرت متوازن منطقه اي شرق و غرب خاورميانه و تلاش برای برقراری امنيت منطقه اي به شدت احساس مي گردد.

محورهاي اساسي در سياست خارج مصر

سياست خارجي مصر،‌ عمدتا بر اساس محوريت توسعه اقتصادي و اجتماعي، ‌حفظ امنيت ملي و مشاركت در صلح و ثبات منطقه اي و بين المللي تعيين شده و بر اين اساس، جهت گيري ها و محورهاي عمده سياست خارجي عبارتند از:

الف - تقويت روابط منطقه اي و بين المللي در حمايت از فرآيند آزادسازي اقتصادي- اجتماعي، ‌

اصلاح ساختار و يكپارچگي كامل در اقتصاد جهاني ‌كه بهترين عامل براي دست يابي به توسعه اقتصادي واقعي در مصر انگاشته مي شود. از اين لحاظ مصر، ‌عضو اصلي و شريك فعال در كار سازمان تجارت جهاني (WTO) است. همچنين، ‌اين كشور ‌در پي تعميق روابط اقتصادي خود با اقتصادهاي عمده جهان اقداماتی چون پيوستن به اعلاميه مشاركت بين مصر و ژاپن،‌ مشاركت براي توسعه با ايالات متحده و توافق با اتحاديه اروپا را انجام داده است.

ب - مشاركت فعال در تلاش براي ايجاد صلح در خاورميانه

مصر اولين كشور عربي بود، كه در سال 1978 وارد يك قرارداد صلح با اسرائيل شد. اين قرارداد بر اساس اصل «زمين در برابر صلح» بود كه طی ‌آن اسرائيل براي دست يابي به يك رابطه صلح آميز عادي با مصر،‌ از شبه جزيره سينا عقب نشيني كرد. با وجود اين، ‌مصر هميشه معتقد بوده است كه براي تداوم صلح در خاورميانه، ‌بايستي طرفين مذاكره، ‌تمامي شرايط را در جهت اعمال اين فرمول به كار ببرند. فرمولي كه بر پايه آن،‌ اسرائيل بايستي از تمامي سرزمين هايي كه پس از سال 1967 اشغال كرده، ‌عقب نشيني نماید و اجازه دهد تا يك دولت مستقل فلسطيني در بين المقدس به وجود آيد و در عين حال، حقوق سياسي آن را به رسميت بشناسد. اصل زمين در برابر صلح،‌ بر مبناي حل تعارضات خاورميانه، ‌در قطعنامه هاي 244، 338 و 425 شوراي امنيت به صورت بين المللي (همان طور كه در كنفرانس مادريد مورد تصريح قرار گرفت) به رسميت شناخته شده است. از سوي ديگر، دولت ‌پیشین مصر معتقد به تحقق يك صلح با ثبات بود که نيازمند ايجاد ترتيباتي براي حفظ امنيت تمامي طرفين، ‌از جمله پاك سازي منطقه از سلاح هاي كشتار جمعي است. همچنين ‌از نظر مصر، نياز به تاسيس يك چارچوب همكاري منطقه اي كه در آن هم صلح تثبيت شود و هم امكان دست يابي مردم منطقه به منافعشان فراهم گردد، الزامي است.

تغییر مهمی که پس از سقوط دولت مبارک در سیاست های خارجی مصر به وجود آمده، تجدید نظر در پیمان کمپ دیوید است. 3 حزب آزادی و عدالت، حزب الوسط و النّور (سلفیون) بیشترین رای را در انتخابات مصر کسب کرده¬اند و در این میان کفه ترازو به سمت حزب آزادی و عدالت سنگینی می کند. حزب آزادی و عدالت به نوعی جناح سیاسی اخوان المسلمین محسوب می¬شود، هر چند به طور آشکار به این مساله اشاره نمی کنند. با توجه به گفته های سران اخوان المسلمین مبنی بر اینکه هرگز با رژیم صهیونیستی رابطه نخواند داشت و این کشور را به رسمیت نمی شناسند، بدون شک با قدرت گرفتن این حزب این پیمان نیز به چالش کشیده خواهد شد. همانطور که «رشاد بیومی» معاون رهبر گروه اخوان المسلمین تأکید کرده این پیمان را به همه پرسی خواهند گذاشت تا مردم در خصوص آن تصمیم بگیرند، چراکه معتقدند ملت مصر در گذشته نظر خود را درباره این معاهده اعلام نکرده و این پیمان به صورت مخفیانه بسته شده است.

ج - گسترش همكاري عربي در تمامی حوزه ها

اين مساله ناشي از اعتقاد به اهميت روزافزون همگرايي منطقه اي در نظام جهاني شدن است. علاوه بر پايه هاي سياسي، فرهنگي و تاريخي همكاري درون عربي،‌ مصر باور دارد كه اين همكاري، به علت الزامات ناشي از برخورد با چالش ها و بهره وري از فرصت هايي كه بر اثر بازار جهاني پديد آمده اند، ضروري است. بنابراين ‌مصر عمدتاً از طريق ايجاد يك منطقه تجاري عربي و افزايش سرمايه گذاري درون عربي، ‌فرآيندهاي احياي همكاري اعراب را رهبري كرده است.

د - گسترش همكاري هاي جنوب-جنوب
مصر از طريق گروه بندي هاي مختلف كشورهاي اسلامي و در مقياس بزرگ تر،‌ كشورهاي در حال توسعه از جمله کشورهای آفريقایی؛ به دنبال گسترش همکاری های جنوب است. اولويت هاي مصر در اين زمينه عبارت اند از: تقويت قطعنامه هاي منطقه اي صلح آميز، ‌حل تعارضات داخلي ميان و درون كشورهاي در حال توسعه ‌با تاكيد بر نقش مكانيسم ها و سازمان هاي منطقه اي در اين فرايندها. همچنین مصر براي همكاري اقتصادي بيشتر جنوب جنوب، ‌هم از طريق سازمان هاي منطقه اي سنتي مانند: سازمان وحدت آفريقا، ‌سازمان كشورهاي اسلامي،‌ گروه 77 و جنبش عدم تعهد و هم از طريق گروه هاي جديد غير رسمي چون: گروه 15 و گروه 8 وارد عمل شده است.
ه - مصر و جهان اسلام در عرصه روابط بين الملل

تحقق يافتن مسئوليت هاي مصر در پيشبرد صلح بين الملل و همكاري از طريق مشاركت فعال در سازمان هاي بين المللي، ‌به ويژه عمليات حفظ صلح سازمان ملل و مؤسسات تخصصي. مصر همواره با به كارگيري ابزارها و سياست هايي چون: سازمان كنفرانس اسلامي (OIC)، منشورهاي سازمان ملل و قوانين بين المللي، ‌احترام به اصول حسن همجواري،‌ عدم دخالت در امور داخلي كشورهاي عضو و خودداري از اجازه دادن به برخي گروه ها و افراد براي استفاده از خاك اين كشور جهت صدمه زدن به دولت های همسايه، ‌بر حل اختلافات خود با كشورهاي همسايه تاكيد ورزيده است. ‌اين كشور معتقد به ضرورت همكاري دائم و تبادل نظر با تمامي كشورهاست. در اين خصوص،‌ نه تنها مصر بر همكاري با هر يك از كشورهاي اسلامي اصرار دارد، ‌بلكه با ديگر كشورها در مبارزه با تروريسم هم¬عقيده است.

مصر معتقد است استحكامات اسلامي صرفاً يك شعار نيست، بلكه بيشتر يك كردار قابل لمس و يك تعامل عميق با مساله مربوط به مسلمانان و حقوق آنهاست. نظر اين كشور در مورد مساله بوسني و هرزگووين، ملاك روشني از اين ديدگاه است. در اين ارتباط ‌نقش اين كشور، ‌محدود به تحركات سياسي و ديپلماتيك نبود؛ بلكه تا حد يك ماموريت در كشور درگير جنگ، ‌تحت نظارت سازمان ملل افزايش يافت. علاوه بر آن، ‌مصر تمامي منابع ممكن را براي حمايت از قوميت هاي آلبانيایی در كوزوو به كار برد.
در همين راستا، ‌مصر بر وزن بين¬المللي و نقش فعالِ منطقه اي خود متكي بوده است. به طوري كه اقدامات اين كشور منجر به جلوگيري از بحران تركيه و سوريه شد،‌ بحراني كه مي توانست منطقه را با يك جنگ مواجه كند. در زمين لرزه سال 1999 تركيه، ‌مصر كمك هاي زيادي (در عمليات نجات) به تركيه كرد و نقش به سزایی در ارسال کمک های دریایی و زمینی به این کشور داشت.

سطح و وضعیت روابط با جمهوري اسلامي ایران قبل از انقلاب

سابقه تاريخي ارتباطات سياسي ايران و مصر از زمان كوروش، پادشاه هخامنشي آغاز مي گردد. كورش در راستاي رقابت هاي آن زمان ايران و روم درصدد برآمد تا با گسترش ارتباطات خود با مصر،‌ از گسترش نفوذ در شمال آفريق جلوگيري به عمل آورد. پس از او پسرش كامبيز درصدد ازدواج با نفرتيتي، ‌دختر آمازيس فرعون مصر ‌برآمد ولي به دنبال مخالفت آمازيس، ‌وي به ممفيس پايتخت مصر حمله برد و در نتيجه اين كشور را به قلمرو خود اضافه كرد. از اين زمان به بعد مصر به مدت 203 سال جزو قلمرو ايران شد.
پس از ظهور اسلام، رابطه دو كشور وارد مرحله جديدي شد. سلسله فاطميان بر اساس نهضت اسماعيلي و به دست مردان ايراني در مصر بوجود آمد. در سال 1516 ميلادي شاه اسماعيل اول،‌ بنيانگذار سلسله صفوي، ‌درصدد ائتلاف با سلطان مصر عليه دولت عثماني برآمد كه مورد پذيرش سلطان مصر قرار گرفت و مصر سپاهي در حدود 30 هزار نفر را روانه سوريه كرد.

در سال 1921 و پس از استقلال مصر، ‌سركونسولگري ايران در قاهره تبديل به سفارت گرديد و سفارت مصر در تهران نيز در سال 1925 تاسيس شد. به دنبال برقراري رابطه سياسي بين رژيم پهلوی با اسرائيل روابط دو كشور در سال 1960 قطع گرديد و حفظ منافع دو كشور به سفارت افغانستان واگذار شد. در پي درگذشت عبدالناصر و شركت نخست وزير وقت ايران در مراسم تشيع جنازه وي،‌ پروتكل برقراري دوباره رابطه ميان مصر و ايران امضا شد. از اين تاريخ،‌ روابط دو كشور رو به گرمي نهاد.

بعد از انقلاب
مناسبات سياسي دو كشور به دليل امضاي قرارداد كمپ ديويد توسط مصر در سال 1978 قطع شد و با پذيرش شاه سابق از سوي مصر، روابط متشنج تر گرديد. در دوران جنگ تحميلي هم ‌مصر در كنار كشور عراق بود. پس از پايان جنگ تحميلي، ‌فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و جنگ نفت در خليج فارس و با توجه به تغييرات به عمل آمده در سياست خارجي كشورهاي عربي نسبت به ايران، ‌زمينه¬هاي همكاري و نزديكي دو كشور فراهم شد. در تاريخ 8 ارديبهشت 1370،‌ دفتر حافظ منافع دو كشور گشايش يافت و تلاش براي ايجاد زمينه هاي مشترك بين دو كشور و ارتقاي همكاري در ابعاد اقتصادي، ‌بين المللي و فرهنگي مورد توجه قرار گرفت.

ديدار مقامات دو كشور به ويژه رؤساي جمهوري دو كشور در حاشيه اجلاس IT در ژنو در سال 2003 و ديدارهاي وزراي خارجه كه در حاشيه برخي اجلاس هاي بين المللي و منطقه اي صورت گرفت باعث تقويت مواضع مشترك گرديد تا اين همكاري ها زمينه ساز گسترش مناسبات دو جانبه نيز باشد. اما به رغم تمايل دو طرف براي گسترش روابط،‌ سطح روابط دو كشور همچنان در حد دفتر حفاظت منافع بوده است.

ايران و مصر، همگرايي دو كشور مسلمان

پس از سقوط دولت مبارک و به دلیل مشخص نبودن وضعیت سیاسی کشور مصر، اتفاق قابل توجهی در زمینه مناسبات سیاسی دو کشور ایران و مصر نیفتاده و همچنان می بایست منتظر مشخص شدن وضعیت دولت و انتخابی مصر باشیم. اما در سال های گذشته ديدار مقامات دو كشور به ويژه ديدارهاي وزراي خارجه و ديگر مقامات ‌كه در حاشيه برخي اجلاس¬هاي بين¬المللي و منطقه اي صورت گرفته ‌باعث اشتراك مواضع دو كشور شده تا اين همكاري ها، ‌زمينه ساز گسترش مناسبات دو جانبه نيز باشد.

در چند سال اخير، ‌ايران و مصر در مسائل بين المللي همكاري هاي نسبتاً خو بي داشته اند.

برخي از اين مسائل عبارت اند از:

-مساله بوسني: در اين خصوص ‌ايران و مصر،‌ در كميته تماس اسلامي هماهنگي مواضع داشته و در برخي موارد نیز به رايزني پرداخته اند.
-مساله ان.پي.تي(NPT) تقريباً موضع جمهوري اسلامي ايران و مصر درخصوص پيمان منع گسترش سلاح هاي كشتار جمعي به هم نزديك بوده است. در اين زمينه دوكشور از حاميان اصلي طرح پاك سازي منطقه خاور ميانه از سلاح هاي كشتار جمعي و اتمي هستند.
-كميته قدس: حضور ايران و مصر در اين كميته از جمله موارد و زمينه هاي مناسب همكاري بين دو كشور است. هر چند دو كشور ديدگاه¬هاي متفاوتي نسبت به روند صلح دارند.
-مساله حقوق بشر: حقوق بشر از جمله مسائلي است كه زمينه همكاري دو كشور در سازمان هاي بين المللي وجود دارد.
-تغيير راي مصر از مثبت به ممتنع در قطعنامه حقوق بشر عليه ايران و موضع مثبت آنها در جريان فعاليت هاي هسته اي ايران از جمله آثار و نتايج رايزني ها و همكاري هاي دو طرف در سطح بين المللي است.
در این رابطه باید به این مساله نیز توجه داشت که با سقوط دولت مبارک و احتمال تغییر در مواضع مصر نسبت به مؤلفه هايی چون روند مذاكرات صلح خاورميانه، ‌برخي تحولات منطقه اي و سياست هاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي، می توان امیدوار بود شرايط جهت همكاري هاي بين دو كشور مهيا شود.

در نشست قاهره كه در تاريخ 30 و 31 تير سال 1380 برگزار شد، دو طرف، زمينه هاي مشترك همكاري هاي اقتصادي را تشريح كردند. در اين نشست، اهميت بهره گيري از فرصت ها و ظرفيت هاي اقتصادي دو كشور در سطوح داخلي و سازمان هاي بين المللي و منطقه اي، ‌به عنوان راهكار مناسب توسعه و تعميق روابط ايران و مصر (حتي پيش از بسط روابط سياسي) مورد تاكيد قرار گرفت. همچنين، بر بهره گيري از ظرفيت هاي بالاي تكنولوژي در استفاده از منابع و ذخاير طبيعي، سرمايه گذاري هاي مشترك در صنايع سرمايه بر و سنگين (به ويژه خودروسازي)، تجارت جهاني و استفاده از نيروهاي متخصص و ماهر در توسعه اقتصادي با گرايش هاي صنعت توريسم و فناوري در همه زمينه ها، ‌تاكيد شد. سفر گروه مصری متشکل از فرهیختگان دانشگاهی، هنرمندان و دست اندرکاران سینمایی این کشور و همچنین سفر گروهی از زنان اندیشمند مصری به ایران و برگزاری نشست های مختلف با موسسه های همسو، طی چند ماه گذشته نیز نشان از این دارد که علاوه بر مسایل بین المللی و اقتصادی، میل و اشتیاق قابل توجهی میان مردم مصر برای برقراری رابطه فرهنگی با ایران وجود دارد.

مساله مهم ديگر در تعامل و همكاري راهبردي ايران و مصر،‌ مقابله با توسعه تسليحات هسته اي رژیم صهیونیستی است. زيرا در حالي كه اسرائيل داراي زرادخانه هسته اي پيشرفته است، هنوز عضو پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي نشده است. اين وضعيت رژیم صهیونیستی، ‌هميشه مورد اعتراض ديگر كشورهاي منطقه بوده است. وجود زرادخانه هسته اي اسرائيل، ‌تاكنون هر گونه تلاش براي ايجاد خاورميانه اي عاري از سلاح هاي هسته اي كه همواره مورد حمايت جمهوري اسلامي ايران نیز بوده، ‌عقيم گذاشته است. بنابراين،‌ سياست برتري نظامي اسرائيل و حمايت آمريكا از آن، ‌از جمله عواملي هستند كه دو كشور مصر و ايران را در جهت همكاري هاي منطقه اي ترغيب مي نمايند.

در کل منافع ملي مصر ايجاب مي كند در سياست خارجي خود در راستای نزديكي به ايران گام بردارد و از اين كشور، ‌به عنوان يكي از عوامل افزايش ثقل منطقه اي خود استفاده كند. حركت ايران و مصر به سوي يكديگر، زنگ هاي زيادي را به صدا درمي آورد و نشان مي¬دهد كه مي توان با تعريف درست از منافع ملي و دو طرفه، ‌ارتباط متقابل را گسترش داد.

*دکتر مهدي گلجان عضو هيئت علمي دانشگاه

 
اين مطلب را به اشتراک بگذاريد

 
 

پربيننده ترين مطالب

وضعیت آب و هوا

An error occured during parsing XML data. Please try again.
 
   

صفحه اول| گزارش ویژه | خبرویژه | سیاسی| اجتماعیفرهنگی | بین الملل | حوادث | اقتصادی|مذهبی| تصویری