امروز صبح وقتی خبر شهادت شهید مصطفی احمدی روشن را فهمیدم، یاد سخن زیبای شهید رجبعلی بیگی افتادم که چه زیبا گفت:
از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم تا دوباره فردا شهید شویم.
آری گفته اند و باز هم خواهند گفت که در باغ شهادت بازاست و فقط کافیست راهش را پیدا کنی، یعنی برای خدا دلبری کنی!! مصطفی هم برای خدا دلبری کرد و خدا پذیرفتش! آن هم با علمش خاری شد در چشم دشمنان اسلام!!
خون مصطفی روایت از جان گذشتگی های چندین و چندساله ی خود در زمینه ی هسته ایی را میکند،نه از هسته ایی بلکه روایت می کند از بی خوابی ها ، از جان گذشتگی ها، از ایثارها ،از فداکاریها برای پیشرفت علم و کشور در زمینه های علمی!! تا ما در آرامش خاطر به زندگیمان ادامه بدهیم.
چه روایت زیبایی!! شهادت مصطفی باز بهانه ایی شد برای آغاز روایتی دیگر،روایتی از جنس خون،نه از نوع مادیش بلکه از جنس خداییش و خونبهایش نه من ،نه تو بلکه خداست!!خداوند عاشق خون شهید است.عاشق پرداختن خون بهای شهید و این سرخی خون شهید است که نه از جنس نور و نه ازجنس عشق بلکه از جنس رگ های بریده است!!
روایت خون مصطفی از نوع دلبریست میان عاشق و معشوق و کسی که عاشق سرخی خون شهید باشد،خودبه خود عاشورایی میشود!!
چقدر فرق است میان سرخی خون شهید و خون منافق!! غیرتی در خون شهید موج میزند که حاضر نیست یک لحظه در رگها بماند و منتظر بهانه ای است تا بجوشد و با جوشش دلها را تسخیرکند!!
خوشا به حالت مصطفی جان که در اربعین حسین ندای هل من ناصرش را لبیک گفتی و به مولایت ملحق شدی!!
مصطفی جان شهادتت مبارک

—————————-
خون نوشت:
دلم خون شد وقتی شهادت مصطفی احمدی روشن را فهمیدم. این خبر را درست بعد از امتحانم متوجه شدم و اول برایم قابل هضم نبود که بازهم تروری دیگر آن هم از دانشمندان هسته ایمان!!
درست است چند روزی میشود دست به قلم نشدم و درگیر امتحانات ترم هستم ولی دلم نیامد و بر خود واجب دانستم که دست به قلم شوم و سایتم را با خون این شهید منقش کنم و جانی تازه بدهم. این مطلب را نوشتم تا دشمنان ما فکرنکنند چنین حوادثی برایمان کم اهمیت و بی ارزش است. نوشتم تا همه بفهمند مصطفی با شهادتش افتخاری شد برای ما!! هرچه باشد شهدا به گردن ما حق دارند و باید این حق را ادا کردهرچن تا آخر عمرمان نخواهیم توانست دینی که به گردمان است را ادا کنیم. خون مصطفی هم از جنس خون رگ های بریده شد. و لبیک حسین را گفت و پرکشید و به مولایش رسید.دردم از این است که چرا مصطفی دلها پربکشد و برود و یه عده منافق که در زمان خاتمی ملعون ، کمرهمت بستند تا نگذارند انرزی هسته ای در این کشور رونق بگیرد و خیانت بزرگی به ملت ایران کردند.
شهادت و شهید شدن از افتخارات این ملت بزرگ وشهیدپرور است و این ملت ترسی از شهید شدن ندارند ولی کمی تامل در اینجا ضروریست آیا وقت آن نشده است از این عزیزان محافظت کنیم.با ترور شدن دانشمندانی چون شهیدان شهریاری و علی محمدی، باید بهمان ثابت می شد که اینها باز هم دست به چنین کاری خواهند زد.آخر چرا این قدر بی تدبیری…!؟
در اوایل انقلاب منافقین کوردل از بهترین و برجسته ترین مسئولین کشوری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را ترور کردند و به شهادت رسانیدند. یادمان که نرفته است هرسال برایشان سالگردی میگیریم.ولی این منافقین کوردل آنقدر احمق هستند که با ترور کردن این عزیزان فکر میکنند میتوانند بر پیکره ی این نظام ضربه بزنند!! ولی چه زیبا گفت آن پیر جماران،حضرت امام خمینی(ره) که:
بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود
این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت ، تایید کرد دین خدا را. یعنی خدادین خودش را به او تایید کرد. با ریختن خون عزیز ما، تایید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست .بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما ازمرگ نمی ترسیم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب ، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می کردید؛ مباحثه می کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل می داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تایید می شود.