×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
همسر زندانیان را به جدایی توصیه می کرد!

به گزارش«رهوا».شمس الواعظین در گفت و گو با شرق می‌گوید: مرتضوی با همسر من چه کار داشت که ۲۸ ساعت ایشان را بازجویی کرده بود؟ همچنین تقریبا با اکثر خانواده‌ها ارتباط برقرار می‌کرد و نکاتی را به دروغ می‌گفت که منجر به اختلاف خانوادگی شود و می‌شد. خیلی از جا‌ها این اتفاقات افتاد. مثلا به خانواده‌های بعضی از همکارانم می‌گفت که «شما خیلی باید صبر کنید تا تکلیف زندانی معلوم شود. بروید و تکلیف زندگی خود را روشن کنید. همسر شما حالا‌حالا‌ها در زندان می‌ماند و…»؛ یعنی همسران زندانی را به جدایی توصیه می‌کرد.

روزنامه شرق؛ با ماشاءالله شمس‌الواعظين، نخستين متهم مطبوعاتي قاضي سابق (سعید مرتضوی) گفتگویی انجام داده است.

بخشی از این گفتگو را در ادامه می خوانید:

‌از شنيدن خبر بازداشت مرتضوي چه حسي داشتيد؟

من براي خودش و خانواده‌اش ناراحت شدم؛ به‌ويژه براي همسر و فرزندانش؛ چون آنها گناهي نکرده‌‌اند و بايد تاوان اقدامات و انحرافات (نه اخلاقي بلکه انحراف از قانون، منطق و وظايف محوله) پدر و همسر خود را بپردازند. اينها چه گناهي کرده‌‌اند که دو سال را بدون پدر خود بگذرانند.

شما احتمالا با همسر و فرزندان او در اين سال‌ها مواجهه‌اي داشتيد و اين حس دلسوزي از اين مراوده نشئت مي‌گيرد؟

خير؛ من روزي در دادگاه به او گفتم آقاي مرتضوي شما کاري را انجام مي‌دهيد که روزي در اين کشور فرزندان خود را در مدارس به دليل داشتن نام شما، ثبت‌نام نکنند. پوزخندي زد. بعدا با واسطه‌هايي (به دليل اينکه همسر من يزدي هستند؛ يعني همشهري‌بودن) مطلع شدم خيلي از مدارس فرزندان ايشان را در مدارس تهران، حتي مدارس غيرانتفاعي ثبت‌نام نمي‌کردند. اين موضوع براي آغاز دهه ۸۰ است. اين خبر دقيق است و خانواده‌اش هم مي‌توانند دراين‌باره اظهارنظر کنند.

من به قول آقايان «سردبير روزنامه‌هاي زنجيره‌اي» بودم. اولين روزنامه‌اي که توقيف شد، جامعه مدني ايران، بعدي توس، نشاط و بعد عصر آزادگان بود که همگي با حکم آقاي مرتضوي توقيف شدند؛ البته قبل از توقيف‌هاي ارديبهشت سال ۷۹، فروردين همان سال بازداشت شده بودم و يک ماه يا ۲۵ روز بعد از آن، توقيف سراسري اتفاق افتاد.

بعد از توقيف‌ها هم در بازداشت بوديد و بازجويي مي‌شديد؟

من اولين روزنامه‌نگار ايراني هستم که به اتهام مطبوعاتي از سوی آقاي مرتضوي محاکمه شدم؛ در سال ۷۸٫ من در سال‌هاي ۷۹، ۸۰ و تا اواسط ۸۱ بازداشت بودم و بعد از آن آزاد شدم. ايشان سه بار من را بازداشت کرد؛ يک بار ۱۵ روز به طول انجاميد و بار دوم ۱۰ روز و مرحله آخر هم که دو سال و نيم. اشاره کردم که فروردين به عيدديدني رفتم که مرتضوي من را همان‌جا بازداشت کرد. به او گفتم بهتر است پرنسيب داشته باشد و زمان عيدديدني چنين کاري نکند. به من گفت وقت ديگري بود، شما سروصدا راه مي‌انداختيد و ما خواستيم کم‌هزينه باشد. همچنين ارتباط با خانواده زندانيان بخش لاينفک مأموريت‌هاي ايشان بود.

‌هدفش از اين ارتباط چه بود؟

با ذکر مثال مي‌گويم. مرتضوي با همسر من چه کار داشت که ۲۸ ساعت ايشان را بازجويي کرده بود؟ همچنين تقريبا با اکثر خانواده‌ها ارتباط برقرار مي‌کرد و نکاتي را به دروغ مي‌گفت که منجر به اختلاف خانوادگي شود و مي‌شد. خيلي از جاها اين اتفاقات افتاد. مثلا به خانواده‌هاي بعضي از همکارانم مي‌گفت که «شما خيلي بايد صبر کنيد تا تکليف زنداني معلوم شود. برويد و تکليف زندگي خود را روشن کنيد. همسر شما حالا‌حالاها در زندان مي‌ماند و…»؛ يعني همسران زنداني را به جدايي توصيه مي‌کرد. اين اتفاق اين‌قدر تکرار شده که شما از هر زنداني و متهمي که مسئول پرونده‌اش مرتضوي بوده است، سؤال کنيد اين موضوع را تأييد خواهد کرد.

آقاي مرتضوي را مي‌بخشيد؟

من به خاطر خانواده‌اش، او را مي‌بخشم. چون خانواده‌هاي ما زجر زيادي کشيدند. من به هيچ عنوان دوست ندارم خانواده‌اش زجر ببينند. اميدوارم زندان او زودتر تمام بشود و متوجه شود که چه اتفاقي براي او افتاده و از مردم عذرخواهي کند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false