به گزارش«رهوا».نهضت آزادی‌ها در روزهای آغازین انقلاب اسلامی نقشی جدی داشتند. یکی از آنها‌هاشم صباغیان است که در روز ورود امام به ایران برنامه ریز اصلی بوده و در لحظه ورود امام به مهرآباد صحنه گردان اصلی بوده است.

درباره آن روزها با او گفتگو کردیم.‌هاشم صباغیان درباره اولین صحنه ای که امام را در ایران می‌بیند، می‌گوید: در طبقه بالای هواپیما دیدیم آقا با خیال راحت نشسته و آسمان را تماشا می‌کند گویی هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد. این امر برای من امیدوار کننده بود. گویی آقا آنقدر بر خود مسلط هستند که نگذارند مسائل جانبی بر ایشان تاثیری بگذارد.

او تعریف می‌کند: در فرودگاه مهر آباد برنامه‌ها کمی تغییر کرد. تنظیم کرده بودیم نمایندگان گروه‌های مختلف در صف بایستند. مثلا نماینده احزاب مختلف در یک جا، نماینده بازاری‌ها و نماینده اصناف در جاهای  دیگر بایستند و آقا از آنها سان ببینند اما حوادثی اتفاق افتاد. اولین ماجرا مربوط به ماشین بود. ما یک ماشین بلیزر تعیین و آن را –مثلا- ضدگلوله کرده بودیم تا امام با آن حرکت کنند. از طرف دیگر با پلیس فرودگاه هماهنگ کرده بودم که گذرنامه‌ها را یک جا مهر کند و یکی نفر یک نفر برای امضا انجا نرود. این فرآیند حدود ۲۰ دقیقه طول کشید و وقتی برگشتم دیدم یک ماشین بنز در آنجاست، آقای خلخالی راننده آن بود و آقا هم سوارش شده بودند. در حالی که ما در فرودگاه سپرده بودیم کسی نیاید اما آقای خلخالی با روش خود به حرف پلیس گوش نکرده و داخل شده بود.

صباغیان روایت را اینگونه ادامه می‌دهد: من در ماشین را باز کردم و گفتم این ماشین برای شما در نظر گرفته شده و آقا اینقدر هوشیاری داشتند که به من اعتماد کنند در حالی که تنها ۲۰دقیقه پیش به ایشان معرفی شده بودند.

او درباره انگیزه خلخالی از این کار می‌گوید: چرا خلخالی به زور ماشین را وارد کرده بود؟ در آن روز خبرنگاران داخلی و خارجی پر بود و خلخالی می‌خواست شناخته شود. قرار بود آقایان مطهری و صباغیان نیز در ماشین امام بنشینند، اما امام تنها به حضور احمد آقا رضایت می‌دهند. عضو کمیته استقبال از امام تحلیلی دارد که چرا امام با همراهی ایشان مخالفت می‌کند.

برای حفاظت از امام برخی جوانان مسلح شده بودند اما این اسلحه‌ها چطور به دست جوانان انقلابی رسیده بود؟ صباغیان می‌گوید که آنها لبنانی بودند و برادران رفیق دوست با آن را بار پرتقال وارد ایران کرده بودند.

امام در روز ۱۲ بهمن ۱۲ ساعت گم می‌شود، صباغیان در این باره می‌گوید: امام و آقای ناطق نوری با هلیکوپتر از بهشت زهرا خارج شدند و قرار بود روی پشت بام مدرسه رفاه بنشیند. آنجا پر جمعیت بود. هر کار می‌کنند مردم عقب نمی‌نشینند تا هلیکوپتر بنشیند و خلبان به بیمارستان هزار تخت خوابی می‌رود. امام پیاده می‌شود و یکی از دکترها امام را می‌شناسد و امام به منزل او می‌رود و پنج ساعت بی خبری رخ می‌دهد. در این مدت ما مردیم و زنده شدیم.

اولین جشن‌های سالگرد پیروزی نیز با مدیریت‌هاشم صباغیان برگزار شد، خودش تعریف می‌کند: امجدیه را برای برگزاری جشن انتخاب کردیم و یک زمین مسطح در جنب پارک لاله فعلی. افراد مختلف را برای نطق انتخاب کردیم، مثلا از طرف جبهه ملی آقای شاه حسینی تعیین شده بودند. در آنجا مردم واقعا شادی کردند. مردم به صورت خانوادگی آمده بودند و آن روز را روز شادی می‌دانستند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی