به گزارش«رهوا».علی شمخانی روز یکشنبه در نشستی مطرح کرد «در کشور هیچ تهدید امنیتی متوجه مسئولی نیست. من مسئول امنیت کشور هستم. این که منافقین ترور می کردند مربوط به دهه ۶۰ است و دیگر نمی توانند ترور کنند. ضمن این که ما دستگاه های امنیتی قوی داریم، برای چه می ترسیم؟ بساط حفاظت شخصیت ها را باید جمع کنیم، ما حفاظت شخصیت ها نداریم، تشریفات و پرستیژ شخصیت ها داریم. من مسجد می‌روم، پارک می روم، کوه می روم، تنها و با مترو می روم و هیچ مشکلی هم ندارم.»

نامه نیوز نوشت سر تیم سابق تیم‌های حفاظتی و مربی ارشد آموزشی در امور حفاظت از شخصیت‌ها در رابطه با این نظر دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان با بیان اینکه محافظت از شخصیت‎ها هزینه‎بردار است و برخی در این خصوص افراط می‎کنند تاکید کرد که خود آقای شمخانی نیز بدون پوشش حفاظتی به پارک، کوه یا مترو نمی‎رود و مشخص نیست به چه دلیل این سخن را مطرح کرده است.

درباره استفاده از تیم محافظتی گروهی به معنای واقعی افراط می کنند و دیده می‎شود شخصیت‎هایی که هیچ دلیلی برای تهدید آنها وجود ندارد از تیم محافظتی هم وزن کسانی که احتمال تهدید برای آنان بیشتر است، بهره می‎برند.

اینکه دبیر شورای عالی امنیت ملی مطرح کرده این حرکت به گونه‎ای پرستیژ محسوب می‎شود، بیراه نیست ولی خود شمخانی حتما بر این مسئله آگاهی دارد که نوع تهدیدها و تعیین تیم محافظتی براساس مصوبه شاک (شورای امنیت کشور) مشخص می‎شود و برای ایجاد مانع از تحمیل بودجه‎ای بیهوده بهتر آن است تا در این مصوبه تغییراتی صورت گیرد.

در این رابطه سرتیم حفاظتی سابق مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و مربی ارشد آموزشی در امور حفاظت از شخصیت‎ها سخنان اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی را بررسی کرد.

آقای شمخانی در نشستی نسبت به حفاظت از شخصیت‎ها انتقاداتی را مطرح کرد، این حافظت‎ها به چه شکلی انجام می‌شود؟

پس از انقلاب بحث حفاظت از شخصیت‎ها و اماکن به دلیل شخصیت و نوع مسئولیتی که برعهده داشتند، مشخص شد. صحبت‌های آقای شمخانی از این جهت که کارحفاظتی هزینه به دنبال دارد، کاملا درست است، اما حتما می‌داند که براساس مصوبه شاک (شورای امنیت کشور) تصمیم گرفته می‌شود چه کسانی به دلیل تهدیدها نیازمند حفاظت هستند. البته در اوایل انقلاب به دلیل وجود خطرات زیادی که به خاطر در اختیار داشتن اسلحه در دست مردم وجود داشت، به صورت بی‌‎رویه این حفاظت‎ها صورت می‎گرفت، به نحوی که حتی آقای مرتضایی‌فر (وزیر شعار) هم محافظ داشت.

اما در شرایط فعلی این سوال مطرح می‎شود که آیا شهردار یا رئیس شورای شهر هم به محافظ نیاز دارند؟ در این موارد آقای شمخانی درست می‎گوید. برای برخی صرفا وجود یک راننده مسلح که آموزش لازم را دیده باشد، کفایت می‎کند. برخی از مسوولان در چارچوب حیطه وظایف‎شان تنها اسکورت نیاز دارند. برخی دیگر هم در محل کار یا منزل از نیروهای محافظ استفاده می‎کنند که بهترین تنظیم‎کننده در این‎باره شورا امنیت کشور است. حتی شخصیت‎هایی هم هستند که در حال حاضر فاقد مسوولیت‎اند، ولی از آنها حفاظت صورت می‎گیرد. پس همانطور که در بالا اشاره کردم برمبنای مصوبه شاک به این افراد نیرو می‎دهند زیرا احتمال تهدید درباره آنها وجود دارد. البته در کشور ما امنیت بالا است ولی اینکه حادثه‎ای مانند مرقد و یا مجلس پیش آید، محتمل است. درست است که همه محافظ‎ها تشریفاتی نیستند اما حضور محافظ در کنار شخصیت پرستیژ به حساب می‎آید و حضور محافظ به نوعی به دلیل اهمیت جایگاه فردی یا حقوقی او انجام می‎شود.

البته مسئله فوق در کشورهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارد. به طور نمونه در عراق یا افغانستان مسئله حفاظت از شخصیت‎ها بسیار شدیدتر از ایران است، اما در کشورهای دیگری مانند سوئیس یا سوئد از آنجا که امنیت بسیار بالایی حاکم است حتی شاید از نخست‎وزیر هم حفاظت صورت نگیرد.

مولفه‎هایی که در ایران برای داشتن محافظ در نظر گرفته شده، چیست؟ 
تنها مولفه تهدید است. دانشمندان کشور تهدید می‎شوند و نمونه ترور آنها به خاطر تخصص و فعالیت‎های که در حوزه انرژی اتمی انجام می‎دهند وجود دارد، البته از دانشمندان وزارت دفاع یا انرژی اتمی با بودجه سازمان خودشان محافظت صورت می‎گیرد.

در گفته‎هایتان اشاره کردید که برخی از آقایان که مسئولیتی در حال حاضر ندارند از محافظ برخوردارند، دلیل این اصرار چیست؟
شاید خود این افراد به داشتن محافظ رضایت نداشته باشند. حتی در اوایل انقلاب بسیاری از شخصیت‎ها در برابر این امر به هر دلیل (هزینه یا کنترل) مقاومت به خرج می‎دادند زیرا هر جایی که قصد رفتن داشتند، محافظ متوجه می‎شد و به همین دلیل برخی از آنان پنج‎شنبه، جمعه محافظ خود را مرخص می‌کردند. البته در بسیاری از مکانها محافظان همراه با شخصیت هستند زیرا آموزش‎های لازم در رابطه با اطفا حریق یا بهداری دیده‎اند که در صورت بروز حادثه‎ای می‎توانند کمک‎های اولیه را ارایه دهند. ولی در کشور ما متاسفانه از ابتدا کاری انجام شد که امروز به این مرحله رسیده و با وجود هزینه بر بودن، نمی‎توان آن را به طور کلی منتفی کرد.

آقای شمخانی که چنین محافظان شخصیت‎ها را مورد نقد قرار دادند زمانی که خود به خارج از منزل مانند پارک یا کوه می‎روند، آیا واقعا از محافظ بهره نمی‎برد؟
آقای شمخانی و تیم حفاظتی ایشان را از نزدیک می‎شناسم. پارکی در کنار منزل ایشان واقع شده و وقتی قصد خروج دارند به طور کامل پوشش داده می‎شود. البته شاید به طور محسوس نباشند، ولی این کار صورت می‎گیرد. در راهیپیمایی‎ها دقت کنید محافظ‎ها در کنار ایشان قرار دارند. بنابراین اظهار نظر صریح او در این‎باره دقیق نبود.

اصلا چرا ایشان این موضوع را مطرح کرده است؟

به نظرم بهتر بود آقای شمخانی بحث را اینگونه مطرح می‎کرد، که به دلیل وجود امنیت در کشور و برای جلوگیری از هزینه‎های بالا می‎خواهم زمینه‎ای فراهم شود تا تیم حفاظتی در برخی از اماکن من را همراهی نکنند. چون به هر حال محل اقامت و منزل ایشان حفاظت می‎شود، در ترددها هم از محافظ استفاده می‎کند. الان حتی برای یک رئیس شورای شهر هم محافظ، گشت، دوربین در منزل کار گذاشته می‎شود و یک نفر شب‎ها هم آنجا به مراقبت می‎پردازد.

شاید هزینه‎ای که بابت این مسئله به بیت‎المال تحمیل می‎شود را مدنظرقرار گرفته و خواسته‏‎اند با زدن این تلنگر زمینه کم‎رنگ شدن حفاظت از شخصیت‎ها را فراهم کنند.
شاید چنین نیتی وجود داشته باشد. به هر حال حفاظت همراه با هزینه است. بسیاری از اماکن مانند مجلس، ریاست‎جمهوری یا فرودگاه‎ها تحت تدابیر حفاظتی و امنیتی قرار دارند و این کار با وجود آنکه در کشور ما تحرکات تروریستی یا هواپیما ربایی نداریم، صورت می‎گیرد یا مثلا ما داخل هواپیما از امنیت پرواز برخورداریم و زمانی که قصد ورود به قطار، هواپیما یا اماکن مقدس را داریم مورد بازرسی قرار می‎گیریم زیرا احتمال حمل «بمب یا سلاح گرم یا سرد» داده می‎شود، تمام این کارها دارای هزینه است. کار امنیت مانند پدافند می‎ماند و براساس احتمالات انجام می‎شود تا در صورت محقق شدن آن توان معدوم کردن را داشته باشیم.

تمامی افراد که با محافظ در سطح شهر و کشور تردد دارند، آیا به معنای واقعی نیاز به حفاظت دارند؟
معتقدم که مسئله فوق باید در شورای امنیت کشور و بر مبنای تهدیداتی که امروز وجود دارد، تعیین تکلیف شود. زیرا فضای امروز کشور با سال ۶۰ متفاوت شده است، برهمین اساس باید دست به یک باز تعریف نو از تهدیدها زد و یا حداقل حفاظت را بر مبنای جایگاه‎ها در نظر گرفت. به طور نمونه شاید وزیر کشاورزی نسبت به وزیر خارجه با تهدید کمتری مواجه باشد که همین امر می‎تواند کاهش سطح حفاظت منجر شود.

تهدیدات امروز نسبت به سال‎های گذشته چیست؟
تهدیدات به دو دسته ترور فیزیکی و شخصیتی تقسیم می‎شوند. درباره فیزیکی توضیح دادم، اما ترور شخصیت همان توهین‎هایی است که صورت می‎گیرد. البته احتمال اینکه دشمن دست به ترور کور بزند هم همواره وجود دارد. بر فرض فلان شخصیت هر روز به کوه، پارک یا استخر می‎رود و ممکن است در مسیر او را به وسیله اسلحه گرم یا سرد بزنند یا داخل استخر خفه کنند. تهدیدی که الان وجود دارد آن است که در دنیا تلاش می‎شود تا ایران فاقد امنیت معرفی شود ولی ما دارای امنیت بالایی هستیم. با این حال برای حفظ برخی از شخصیت‎ها باید تلاش‎مان را انجام دهیم اما با در نظر گرفتن و محاسبه دقیق سطح تهدیدات.

آیا ائمه جمعه هم دارای محافظ هستند؟ آیا تهدیدی متوجه آنها هم می‎شود؟ آیا بعد از چهار دهه از عمر انقلاب هنوز نیاز به حفاظت دارند؟
محافظ دارند، اما واقعا لازم نیست که یک تیم حفاظتی داشته باشند. یک راننده هم می‌تواند هم کار آنها را انجام دهد و هم مسوولیت حفاظت را بر عهده بگیرد. از بسیاری مراجع حفاظت کامل صورت می گیرد در حالیکه آنها اساسا ترددی هم ندارند. بیشتر ایام در مکانی ثابت هستند و مردم به آنها رجوع می کنند.

امام درباره برخی ازشخصیت ها توصیه داشتند که باید برای همیشه از آنها محافظت شود، این روندهمچنان ادامه دارد؟
همواره در موضع حفاظت از شخصیت مسائل سیاسی هم دخیل هستند. بنابراین محتمل است برخی از شخصیت‎ها که در حال حاضر هیج مسئولیتی ندارند با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی مورد حفاظت قرار گیرند. به طور مثال برای آقای خاتمی چنین عمل می‎شود زیرا امکان دارد دشمن درباره او اقدامی انجام دهد که بخواهد آن را پای نظام بنویسد. بنابراین ملاحظات سیاسی و عقل حکم می‎کند برای آنکه هزینه‎ای به نظام تحمیل نشود ایشان همواره تحت حفاظت باشند.

گفته می‎شود که سنگین‌‏ترین تیم محافظتی برای مرحوم آیت‎الله هاشمی بوده، این درست است؟
بله البته بعد از مقام معظم رهبری. مقام معظم رهبری در بالاترین رده محافظتی قرار دارند و در واقع سپاه ولی امر تیم محافظتی ایشان است. این محافظت به نوع مسئولیت رهبری انقلاب ربط پیدا می‎کند، از این جهت ملاقات‏‎کنندگان از چند رده محافظتی عبور می‎کنند. بعد از حضرت آقا، مرحوم آقای هاشمی سنگین‎ترین تیم حفاظتی را داشتند. مرحوم آقای هاشمی در طول روز به طور دائم صبح و بعد ازظهر در تردد بودند، بنابراین محل زندگی و کار ایشان حفاظت می‎شد و برای این کار تیم حفاظتی ایشان از بهترین و با تجربه‎ترین محافظان تشکیل شده بود. این سطح از حفاظت هم پیش از ورودشان به مجلس تعیین شده بود.

این حفاظت آیا به این دلیل بوده که احتمالا بیشترین تهدیدها متوجه ایشان بود؟
بله. البته رئوسای قوه قضائیه و مجلس هم مورد محافظت قرار می‎گیرند ولی رده‎های متفاوتی دارند که به تناسب آن نیروها کم و زیاد می‎شوند.

اگر توضیح دیگری دارید، بفرمایید.

درست است که حفاظت از شخصیت‎ها هزینه‎بر است و در جاهایی حتی این امکان وجود دارد در خیابان یا جایی دیگر مردم از نوع رفتار آنها ناراحت شوند، اما محافظان آموزش دیده‎اند که برای دفع خطر چنین رفتار کنند. البته ضروری است که شورای امنیت در این باره یک تجدید نظرکلی انحام دهد تا افرادی که به معنای واقعی نیاز به حفاظت دارند، مشخص شوند البته لازم نبود که آقای شمخانی مسئله فوق را به صورت رسانه‎ای مطرح کند اما حالا که به این شکل مطرح شده باید آن را به فال نیک گرفت و با استقبال از آن اقدامی در کاهش هزینه‎ها برداشت و حتی زمینه حفاظت در قالب موسسات خصوصی گسترش داد. در کشورهای مختلف موسساتی وجود دارند که حفاظت برخی از شخصیت‏‎ها را به صورت خصوصی انجام می‎دهند که حقوق‎شان را هم آن شخص که می‎تواند یک ورزشکار یا هنرپیشه باشد، پرداخت می‌کند. در کشور ما هم چنین حرکتی آغاز شده که گسترش کار آنان هم مفید است و هم اینکه سبب کاهش هزینه شود.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی