به گزارش«رهوا». جز لفظ آقا برای پدرش استفاده نمی کرد، پیدا بود که شباهت زیادی به پدرش دارد، پدری که به عفیده خودش در مرگ او شبهات زیادی وجود دارد، به مناسبت سالروز درگذشت پدرش مرحوم آیت الله محمود طالقانی با او به گپ و گفت نشستیم در ادامه بخش هایی از آن را می خوانید.

صحبت را از اینجا شروع کنم، که مدتی پیش با یکی از نمایندگان ادوار مصاحبه کردم و در آن به این مساله اشاره شد که روز ۲۱ بهمن ۵۷، بیانیه ای از طرف مرحوم طالقانی در رادیو پخش می شود با این کلمات که ((مردم توطیه ای در کار است و به خانه بروید)) معلوم شد که چه کسی این بیانیه را پخش کرد؟ احتمالا باید از نزدیکان بوده باشد.
مهدی طالقانی: در دفتر کار آقای طالقانی افراد زیادی کار می کردند، این افراد در سال ۴۲ هم در دفتر کار ایشان بودند، مسیول دفتر آقای طالقانی هم جزو همین افراد بودند. این فرد بودند که این اطلاعیه را پخش کردند
اسمشان را می گویید؟
مهدی طالقانی: فوت شدند شاید بهتر باشد که اسمشان را نگویم.
از روی قصد و غرض شخصی این کار را کردند؟
مهدی طالقانی:نه ايشان خودشان ترسيده بودند و فكر ميكردند كه اتفاق بدي ميفتد به همين خاطر اين كار را از قول خودشان انجام دادند.
به عنوان سوال بعدي ميخواهم درباره فوت آقاي طالقاني بپرسم،تا جايي كه ميدانم اغلب فرزندان آيت الله درخصوص فوت ايشان شك و شبهه دارند،ميخواهم بدانم كه اين مساله تا چه حد واقعيت دارد،شما همچنان معتقديد كه فوت ايشان مشكوك بوده؟

مهدی طالقانی: اتفاقات عجیب غریبی آن روزها پیش آمد، یکی از ایرادات آیت الله این بود که ایشان اهل تشریفات نبودند، ایشان خانه ای که داشت در پیچ شمیران ، یک خانه ۳۰۰ متری بود که ایشان وقتی زندان بودند مادر ما آن را خریداری کردند. وقتی حرکت های اولیه انقلاب شروع شد. ایشان دیدند که این خانه پایگاهی شده است برای مردم و ایشان باید جواب مردم را بدهند .حتی روزانه ۱۰۰ها مراجع داشت آن خانه. بنابراین خانه را انتقال دادند به یک آپارتمان ۷۰-۸۰ متری. خانه متعلق به آقای رضایی نامی بود. حتی در آن شرایط زندگی برای ما سخت بود. من بودم و همسرم و فرزندانم به همراه آقا و مادر. حتی وقتی یاسر عرفات هم آمد به ایران در آن خانه به دیدن آقا آمد. قبل از فوت آقا همه می دانستند که آقای طالقانی اینجا ساکن هستند، یک شب چند نفر به این خانه آمدند و دزدی در این خانه صورت گرفت. و اسناد را به هم می ریزند.

چیزی را هم سرقت کردند؟

خیر چیزی دزدی نشد. شب فوت ایشان اما نشستی در خانه آقای چهپور صورت گرفت، زیرا آقا نشست های مهمشان را آنجا برگزار می کردند. این نشست به درخواست سفیر روسیه در ایران صورت گرفت. خیلی ها در آن نشست بودند، آقای مجتهد شبستری هم بودند.

بعد از آن نشست تلفن خانه قطع می شود؟

بله اتفاق عجیبی می افتد. هم تلفن خانه آقا قطع می شود و هم تلفن خانه آقا. در ضمن ماشینی که باید در اختیار آقا می بوده که ایشان را برساند هم توسط آقای چهپور یا افراد دیگر مرخص می شود.

شما آن شب حضور نداشتید؟

نه من آن شب نبودم. وقتی آقا قلبشان درد می گیرد، می گویند که خب ماشین نیست در صورتی که کمیته مرکزی به فاصله ۲۰۰متری خانه بوده. تعداد زیادی هم بیسیم در خانه وجود داشته که می توانستند از آنها استفاده کنند. ما خودمان یک کمیته پزشکی مجهز داشتیم که مسیول آن من بودم. با این کمیته هم تماسی گرفته نمی شود.

فقط آقای چهپور کنار آقای طالقانی بودند؟

خودشان بودند و خانمشان و آقاپسرشان. آقای چهپور پیاده می روند از خیابان ایران تا میدان عشرت آباد. میروند پیش آقای دکتر شیبانی که به عقیده من یک روز هم طبابت نکردند. ایشان سیاسی کار هستند و کار پزشکی نکردند به آن صورت در آن اطراف چند بیمارستان وجود داشت اما خب آقای چهپور به آنها رجوع نکرد. به هرحال تمام این اتفاقات دست به دست هم دادند که این اتفاق کمی عجیب به نظر بیاید. و منطقی نباشد.

چرا پیگیری نکردید همان سالها؟

ما درخواست کردیم اما گفتند که عرف نیست که مجتهد کالبد شکافی شود.

چه کسی ممانعت کرد و این عبارت را گفت؟

خواهران و برادران ما پیگیری کردند همان سال هم آقای صدر حاج سید جوادی هم گفتند که کم کاری شد در کالبد شکافی ایشان.

اگر موافق باشید سوالاتی در خصوص منش آقای طالقانی بپرسیم. آقای طالقانی در مصاحبه های متعددی اعلام کرده بودند به مساله حجاب اجباری اعتقادی نداشتند، دقیقا اظهار نظر ایشان چه بود؟

مهدی طالقانی: این نوار صحبت های آقای طالقانی موجود است و حتی در صداوسیما هم منتشر شد. اتفاقی که افتاده بود این بود که حتی در زمان انقلاب هم زنان حجاب نداشتند، اولین اقدامی که بعد از انقلاب صورت گرفت این بود که به خانم ها اجازه ورود ندادند زیرا آن زمان خب خانم ها حجاب نداشتند، اعتصاب بسیاری صورت گرفت، تظاهرات شد. آقای طالقانی مصاحبه کردند و گفتند که اجبار نیست. ایشان آن زمان گفتند که در فروع دین اجبار نیست، البته ایشان می گفتند که در اصول دین هم خیلی اجبار وجود ندارد. خواست افراد است منتها توجیه کردند که اگر حجاب باشد بهتر است اما خب اجباری نیست. و مثال هایی آوردند مثل خانم ایندیرا گاندی که ایشان حجاب دارند و خب بهتر است که زن ایرانی هم حجاب داشته باشد. حتی ایشان در مصاحبه دیگری عنوان کردند که مثلا با حجاب چادر کجا خانم های ما می توانند در مزارع کار کنند؟مگر در شروع انقلاب خانم ها را مجبور کردیم که چادر سر کنند؟

فکر میکنم امام خمینی هم با آقای طالقانی هم نظر بودند.

بله فردای همان روز امام هم گفتند که نظر من همان است که آقای طالقانی بگویند.

پس  با حجاب اجباری موافق نبودند؟

بله موافق نبودند.

آقای طالقانی چه رابطه ای با شهید بهشتی داشتند؟

آقای بهشتی ارادت داشتند به مرحوم طالقانی، آقای طالقانی آن سالها هر جلسه ای که شرکت می کرد از آقای بهشتی هم دعوت می کرد که در آنها شرکت داشته باشد.

پس تکلیف آن شعارهایی که در آن سالها از زبان مردم پخش شده بود و عده ای آقای طالقانی را مقصر می دانستند چیست؟

نه آقای بهشتی مشکلی با آقای طالقانی نداشتند و بالعکس.

آقای طالقانی اگر پدر زنده بودند به نظر شما جزو کدام گروه می شدند؟ اصولگرا، اصلاح طلب؟

اگر پدر من الان زنده بودند خودکشی می کردند. واقعا دیدگاه ایشان چیز دیگری بود. ایشان می گفتند مناصب سیاسی به دست اهلش سپرده شود و روحانیت خودش را از مناصب سیاسی جدا کند. با سواستفاده چی برخورد شود، الان اما می بینیم که فردی قبل از انقلاب کارگر ساده بوده اما خودش را چسبانده به انقلاب و ۲۰۰ تا آپارتمان در این مملکت دارد. واقعا اینها شایسته مملکت ما نیست.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی