پایگاه خبری «رهوا».با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، فضای مجازی و و در روز بعد رسانه های مکتوب پر شد از تحلیل های چرایی شکست رئیسی و پیروزی روحانی و البته برخی هم که قبل از انتخابات، تحلیل هایی مبنی بر پیروزی رئیسی می کردند فعلا سکوت را جایگزین تحلیل کرده اند .اما به نظر نگارنده فارغ از علاقه بخش قابل توجهی از جامعه به اولویت های جریان اصلاحات در کشور، در تبیین چرایی اقبال افراد خاکستری به روحانی دو دسته دلیل را می توان بررسی کرد. یکی دلایلی که به شخص رئیسی بر می گشت و دوم دلایلی که به عملکرد روحانی در قبال رئیسی مربوط می شد:

مسائلی که به شخص رئیسی باز می گردد.

در این زمینه دو ایراد کلی قابل تشخیص است:

الف. عدم وجود سابقه اجرایی در نظر مردم: رئیسی مدت زیادی را در مسئولیت های دادستان تهران و کشور، رئیس سازمان بازرسی کشور، معاون اول رئیس قوه قضائیه و دادستان کل ویژه روحانیت بوده است و همگان می دانند قوه قضائیه قوه ای نیست که افراد رده بالای آن بین مردم شناخته شده باشند الا سخنگو و رئیسش. لذا او حجم زیادی از سابقه خود را پشت درهای بسته انظار عمومی گذرانده و همین امر منجر به نتایج زیر شد:

بستر اتهام زنی های روحانی مثل دوگانه وکیل و قاضی یا اعدام های سال ۶۷ و … را فراهم کرد.

مردم به این نتیجه نرسیدند که رئیسی توان اجرایی عمل به وعده های خود را دارد و حجم زیادی از مردم او را فردی خوب اما نامناسب برای ریاست جمهوری می دانستند.

مدت کوتاه مدیریت او در آستان قدس رضوی منجر به خدمات زیادی شده بود و مستند های وی نیز سعی در پوشش کامل این دوره کوتاه داشت اما نتوانست اعتماد مردم را آنچنان که باید و شاید جلب کند مخصوصا وقتی روحانی شروع به نیت خوانی عملکرد رئیسی کرد و پخش نذری و … را وسیله ای برای جلب رای دانست، سابقه طولانی ای جلوی چشم مردم نبود تا بتوانند به راحتی این ادعا را رد کنند البته باید به این نکته توجه داشت همین مدت کوتاه عملکرد وی به نحوی بود که در مشهد توانست رتبه اول را در بین کاندیدا ها کسب کند.

ب. ابهام در مسائل فرهنگی: وی در موضوعات فرهنگی بیشتر سعی می کرد این موضوع را به اولویت های پایین تر از اقتصاد و مفاسد اقتصادی نزول دهد اما در مورد کنسرت و آزادی زنان جملات مبهمی را به کار می برد:از کنسرت را می گویند تا کرسنت فراموش شود، زنان را خدا و قانون اساسی آزاد کرده است و…

آیا رئیسی قربانی «تدلیس سیستماتیک» شد؟

این ابهام روز آخر با دیدار امیر تتلو با رئیسی کامل شد عکس های این دیدار به سرعت در فضا مجازی پخش ودر نقض غرضی آشکار مورد استفاده طرفداران روحانی برای کسب رای بیشتر شد. فارغ از این که تتلو به گفته خودش توبه کرده است اما نگاه مردم به وی و علنی شدن این دیدار، به ضرر رئیسی تمام شد.

از طرف دیگر در همین فضای ابهام آمیز فرهنگی، نسب فامیلی وی با آیت الله علم الهدی (داماد ایشان) هم بخش از آرای خاکستری را به سمت روحانی هدایت کرد چرا که امام جمعه مشهد در سخنرانی های متعدد خود حملات تندی را به بد حجابان و برگزاری کنسرت کرده و موجب نگرانی قشری از جامعه شده بود. نمونه دیگر در این زمینه شعار لیست امید شورای شهر مشهد، برای پاسخ به اظهارات علم الهدی در نماز جمعه که گفته بود «تو کنسرت می‌خواهی؟ خب برو جای دیگر زندگی کن» شعار اصلی خود را (از مشهد نمی رویم ) انتخاب کرده بود.

طبیعی است در چنین فضای ابهام آلود فرهنگی تتلو و علم الهدی (هر چند ناخواسته) به مثابه دو سر قیچی رای های رئیسی را به نفع حریف پاره کردند.

مسائلی که به روحانی باز می گردد.

روحانی در انتخابات سال ۹۲ با شعار حل پرونده هسته ای به میدان امد و در این زمینه کاملا «رو» بازی کرد. در این صورت می توان به راحتی علت اصلی پیروزی او را رفع تحریم ها دانست اما وی در سال ۹۶ تقریبا چیزی به عنوان برنامه  خود ارائه نکرد و حجم بسیار بالایی از توان خود را روی تخریب رقیب گذاشت.

سعید حجاریان در سال ۹۲ عبارتی را برای توصیف آنچه در سال ۸۸ اتفاق افتاد باب کرد به نام (تدلیس سیستماتیک) وی در توضیح این عبارت افزود: “در چهار سال دور اول ریاست جمهوری به علاوه دوره شهرداری، آقای احمدی‌نژاد چقدر از بیت المال برای رای آوردن، تدلیس کرده است؟” تدلیس در لغت به معنای پنهان کردن عیب است و در اصطلاح فقهی و حقوقی یکی از مصادیق غش در معامله (خیانت و ریا درداد و ستد) است. در صورت اثبات تدلیس، این اقدام می‌تواند باعث فسخ یا به هم خوردن معامله شود.

به نظر نگارنده قسمتی از آنچه در سال ۹۶ پیرامون انتخابات رقم خورد نیز نوعی «تدلیس سیستماتیک» بود.

وی تمام امکانات دولت را اعم از سفرهای استانی ، افتتاح پروزه ها حتی پروژه های بهره برداری نشده و نشریات دولتی را به کار برد. در سخنرانی های تبلیغاتی هم بیشتر وقت را به رقیب هراسی اختصای می داد.البته باید توجه داشت این موضوع به معنای تقلب روحانی در انتخابات نیست اما به نظر می رسد حجم قابل توجهی از آرا به همین شیوه از رئیسی به روحانی منتقل شده است.

مجتبی واحدی، مشاور سابق کروبی در «بی بی سی» در همین باره گفت:آن چیزی که باعث شد روحانی پیروز انتخابات شود، نشان دادن چهره ای خاص از آقای رئیسی بود. او رئیسی را فردی معرفی کرد که ریاست جمهوری او می تواند منجر به جنگ یا تحریم شود.

 

این موضوع را وقتی در کنار سخن مهم روحانی می گذاریم که فراوان گفته بود ما نمی خواهیم به گذشته (دوره ۸ ساله احمدی نژاد) برگردیم پازل نقشه اصلاح طلبان مشخص می شود.

رئیسی هم متوجه این پازل شده بود. وی در سخنرانی های متعدد می گفت : موضوعی که لازم است خدمت هموطنان عرض کنم اینکه نه بازگشت به گذشته و نه تحمل وضع موجود؛ راهگشاست. بلکه تغییر به نفع مردم لازم است تا مشکلاتتان حل شود. دولت مستقر دو راه دارد اول اینکه بگوید چه کارهایی کرده و می خواهد آن را ادامه دهد. دومین کاری که دولت میتواند بکند رقیب هراسی است. در سخنان آقایان دیدید که رقیب هراسی می کنند که صحیح نیست.

یکی از رویکردهای روحانی را می توان نوعی«رقیب هراسی» دانست. وی مدعی شد جریان رقیبش در صورت پیروزی پیاده رو ها را با دیوار تفکیک جنسیتی می کند و یا اینکه در مشهد گفته بود :«چاقو کشی هایی که فرستادید عکس را پاره کنند، چرا نرخ را بالا بردید آخر یک ساعت عکس پاره کردن یک میلیون تومان؟… من خواهشم این است که اگر کسی عکس من را پاره کرد واکنش نشان ندهید، اگر کسی به روحانی فحاشی کرد عکس العمل نشان ندهید، من به خاطر ملت ایران صبر کردم و صبر می کنم».

در نمونه ای دیگر وی رئیسی را به نوعی متهم به رشوه دادن شب انتخابات کرد و گفت : نبات امام رضا را برای شفا می خواستیم نه برای رای…

لذا به نظر می رسد رئیسی اسیر تدلیسی سیستماتیک شد و روحانی بدون در نظر گرفتن مباحث اخلاقی شروع به اتهام زنی هایی کرد که رئیسی نتوانست با سلاح اخلاق به مبارزه با آن برود و هر چه سعی کرد به مردم بگوید من چیزهای زیادی می دانم اما نمی گویم نتوانست نظر مردم را جلب کند.

ضربه اصلی ای که رئیسی خورد از عدم شناخت مردم نسبت به وی و تفکراتش بود. شاید او بتوانتد در ۴سال آینده با خدمت در آستان قدس و پر کردن خلا های شناختی، ذهن مخاطبانش زمینه را برای حضور دوباره خود در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ پر کند.

حسین شریعتمداری در توضیح عدم شناخت مردم نسبت به رئیسی می نویسد: آراء ۱۶ میلیونی آقای رئیسی اولا؛ فقط با حضور ۴۰ روزه ایشان در رقابت با رقیبی که از ۱۴۴۰ روز تبلیغات برخوردار بود، کسب شده است، ثانیا؛ برخلاف رقیب، بی‌آنکه از امکانات و ظرفیت‌های نظام بهره‌ای داشته باشد به دست آمده است و ثالثا؛ در میان حجم انبوه تهمت‌های بی‌وقفه طرف مقابل حاصل شده است. بنابراین به آسانی می‌توان نتیجه گرفت که چنانچه ایشان فرصت بیشتری برای تبلیغات داشت و از امکانات و ظرفیت فراوان دولت برخوردار بود و حجم انبوه اتهامات ناروا علیه ایشان در میان نبود، بدون کمترین تردید دستکم دو برابر ۱۶ میلیون رأی کسب شده را به دست می‌آورد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی