پایگاه خبری مذهبی تحلیلی رهوا - به قلم جواد حق گو؛
با آغاز اقدامات تخریبی فتنه گران که از همان فردای روز انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، مردم و بسیاری از مسئولان خواستار برخورد دستگاه قضایی با سران فتنه شدند. تبعات امنیتی اقدام فتنه گران در طول 21 ماه گذشته برای همگان آشکار و هویداست. با مشاهده این وقایع و سکوت معنادار مسئولان ارشد نظام ازجمله شخص رهبری انقلاب سوالی که در ذهن هر ایرانی دوستدار میهن تداعی می گردد آنست که نظام به کدامین دلیل یا دلایل در تقابل با اینگونه اقدامات از خود واکنش جدی نشان نداده و هنوز که هنوز است سران فتنه به عنوان محرکین اصلی غائله دستگیر و مجازات نشده اند؟
ماه ها از فتنه 88 می گذرد. فتنه گران ناامید و سرخورده از بر باد رفتن رویاهای کودکانه خود به ضجه و التماس افتاده و برای حضور چند ده نفر التماس می کنند.[1] بی تردید اقدامات سران فتنه از چشم تیزبین ملت ایران پنهان نمانده و ملت همانگونه که خیانتهای امثال رجوی را فراموش نکرده است آسیبها و لطمات وارده از سوی موسوی و کروبی را نیز به فراموشی نخواهد سپرد.
با آغاز اقدامات تخریبی فتنه گران که از همان فردای روز انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، مردم و بسیاری از مسئولان خواستار برخورد دستگاه قضایی با سران فتنه شدند، افرادی که به استناد نص صریح قانون محارب شناخته می شدند و مجازات محارب نیز در قانون حکومت اسلامی به صراحت و بدون هیچگونه ابهامی مشخص است. تبعات و هزینه های امنیتی اقدام فتنه گران در طول 21 ماه گذشته که به انحا گوناگون امنیت ملی کشور را به مخاطره افکنده اند برای همگان آشکار و هویداست. فتنه گران از همان روز اول با برنامه ای دقیق و از پیش طراحی شده برای به ثمر رساندن سیاستهای خود به میدان آمدند، برنامه ای که قرار بود با سه راهبرد کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به هدف اصلی و سقف خواسته خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود دست یابد. با مشاهده این وقایع و سکوت معنادار مسئولان ارشد نظام ازجمله شخص رهبری انقلاب سوالی که در ذهن هر ایرانی دوستدار میهن تداعی می گردد آنست که نظام جمهوری اسلامی ایران به کدامین دلیل یا دلایل در تقابل با اقدامات فتنه گران از خود واکنش جدی نشان نداد و هنوز که هنوز است سران فتنه به عنوان محرکین اصلی غائله دستگیر و مجازات نشده اند؟
در پاسخ به این چرایی فرضیه های گوناگونی را می توان مطرح نمود:
1-سران فتنه آنقدر در میان مردم جایگاه و پایگاه دارند که دولت جمهوری اسلامی توان تقابل با آنها را ندارد.
2- فتنه گران اهمیت چندانی ندارند و نظام نیازی به تقابل با آنها را در خود ندیده است.
3- نظام فرصت کافی را برای متنبه شدن سران فتنه در اختیارشان گذارده است تا شاید از اقدامات خود دست برداند.
4- سران فتنه از حمایتهای بالای بین المللی برخوردار هستند فلذا نظام توان تقابل و رویارویی با آنها را ندارد.
5-نظام با اتکا به سکوت در برابر اقدام فتنه گران با بی اهمیت جلوه دادن این اقدامات به دنبال آنست که این به اصطلاح جنبش را در گذر زمان فرسوده و در نهایت مضمحل نماید.
6- تحمل و صبر نظام در راستای پروسه غربالیزاسیون سیاسی برای واکسینه نمودن نظام در برابر آفتهای داخلی صورت پذیرفته است.
در بررسی فرضهای مطروحه برای تشخیص سره از ناسره و رسیدن به فرضیه ای که بیشترین قرابت را با واقعیت داشته باشد ناچاریم هرکدام از فرضهای مطروحه را مورد کنکاش و واکاوی قرار دهیم. نکته ای که در بررسی این موارد دارای اهمیت مبناییست و باید مورد ملاحظه قرار گیرد آنست که در بررسی علل و چرایی پدیده های اجتماعی نمی توان و به بیان صحیح تر نباید رویکردی تک متغیره داشت؛ به عبارت دیگر نباید یک متغیر را به تنهایی به عنوان تنها متغیر مستقل و علت یک پدیده دانست بنا بر این ما در این نوشتار به دنبال دقیق ترین علت و نه علت تام و تمام پدیده مذکور هستیم.
فرض اول به جایگاه و پایگاه مردمی سران فتنه و فتنه گران اشاره دارد. پذیرش این فرض گویای آنست که حکومت جمهوری اسلامی و مسئولین نظام جمهوری اسلامی در میان مردم جایگاه و پایگاهی ندارند به عبارت دیگر و با پذیرش این فرض ملت ایران سران فتنه را به عنوان بدیلی برای مسئولین فعلی مطالبه کرده است. با فرض آنکه کل کشور را محدود به شهر تهران کرده و شهر تهران را هم محدود به نواحی شمالی و مرفه نشین بکنیم باز هم این مدعا به استناد فکتهای گوناگون نمی تواند فرض صحیحی باشد. حماسه نهم دیماه و به تبع 22 بهمن 1388 در نواحی مرفه نشین شهر تهران حکایت از جایگاه و پایگاه مستحکم نظام جمهوری اسلامی ایران در قلب آحاد ملت ایران دارد. بسیاری از مدعیان این فرضیه استنادشان به هفته اول ناآرامی های تهران و چند شهر بزرگ دیگر است فارغ از آنکه با گذر زمان همان تعداد افرادی که در روزهای ابتدایی و با تصور تقلب به خیابانها آمده بودند با مشاهده اقدامات غیرقانونی جمعیت معترض دیگر حاضر به شرکت در چنین تجمعاتی نشدند. از همین روی و در جریان تحرکات بعدی اتاق فکر فتنه گران با بررسی دقیق زمان تمام تجمعات بعدی را مقارن با زمان تعطیلی ادارات قرار داده و از طریق رسانه های دیداری و شنیداری برای کشاندن مردم به خیابانها التماس می کرد. مقایسه تجمعات بعدی فتنه گران با تجمع و راهپیمایی ملت ایران در روز تعطیل 22 بهمن 1388 خود گویای بسیاری از مسائل است. معترضان هیچگاه نخواستند و به بیان صحیحتر نتوانستند که تجمعات خود را در روزهای تعطیل برگزار کنند چراکه خود بیش از هرکس دیگر واقف بودند که همان چند ده نفر نیز نخواهند آمد.
فرض دوم بر این اصل استوار است که؛ بی اهمیت بودن فتنه گران و اقدامات آنها منجر به آن شد که نظام برنامه ای را برای تقابل با این افراد در نظر نگرفته باشد. به عبارت دیگر این فرض گویای آنست که اقدامات فتنه گران از وزن قابل ملاحظه ای برخوردار نیست و اساسا ارزش برخورد ندارد. با مشاهده به تبعات و آثار اقدامات واقعه که در نتیجه فتنه 88 به وقوع پیوست این فرض نیز از جایگاه چندانی برخوردار نیست. آثار اقدامات اصحاب فتنه در دو بعد داخلی و بین المللی قابل ارزیابیست. در عرصه داخلی فتنه گران لطمات فراوانی را بر پیکره اتحاد و انسجام مثال زدنی جامعه ایرانی وارد نمودند، فتنه گران فرصت به وجود آمده از حماسه حضور چهل میلیون ایرانی در پای صندوقهای رای را که مفهوم دموکراسی را در معنایی متفاوت از دموکراسی غربی و در معنای اصیل این مفهوم معنا داده بود را به چالشی برای ملت ایران بدل نمودند. در بعد بین المللی فتنه گران به ویژه در مقاطع اولیه آشوب لطمات فراوانی را به ملت ایران وارد نمودند؛ از خروج سرمایه سرمایه گذاران خارجی گرفته تا کاهش وجهه جمهوری اسلامی ایران نزد افکار عمومی دنیا که همواره تحت تاثیر سم پاشی رسانه های صهیونیستی بوده و هستند. هرچند که وقوع تحولات جهان اسلام نشان داد که فتنه 88 نیز بسان بسیاری دیگر از وقایع پس از انقلاب نظیر جنگ تحمیلی از الطاف خفیه الهی بوده است چرا که این تحولات نشان داد قدرت منطقه ای ایران و ترویج گفتمان انقلابی-اسلامی ایران نه تنها در میان ملل منطقه کاهش نیافته بلکه همانگونه که تحولات برق آسای منطقه گواهی می دهند گسترش چشمگیری نیز داشته است.
فرض سوم به تحمل نظام در راستای متنبه شدن فتنه گران اشاره دارد. این فرض بر این موضوع تاکید دارد که نظام به حسب آنکه سران فتنه در دورانی از تاریخ انقلاب اسلامی از سران و مسولین نظام بوده اند فرصتی را در اختیار آنان قرار داد تا شاید سران فتنه از خواب و توهمات خود خارج شده و با دیدن واقعیات از ملت عذرخواهی کنند. اما موضوعی که به عنوان نقد بر این فرضیه مطرح است و درستی آن را به چالش می کشد آنست که هیچ نظامی حتی در برابر مسئولین سابق خود این مقدار صبر و تحمل نمی کند آنهم نظامی که حفظش به تعبیر امام امت خمینی کبیر از اوجب واجبات است. امیرالمومنین علی علیه السلام به عنوان نمونه کامل یک حکمران کامل در برابر افرادی نظیر طلحه، عایشه و حتی زبیر که در غائله جمل فتنه کردند کرنش نکرد و با شدت در برابر خواسته های ناحق آنان ایستاد، لذا این فرض را نباید چندان متناسب با واقعیت امر دانست.
فرض چهارم بر حمایتهای بین المللی تاکید دارد. بر اساس این فرض حمایتهای بین المللی از سران فتنه آنقدر چشمگیر است که نظام به ملاحظه این فشارها تا به حال اقدامی را برای مجازات سران فتنه انجام نداده است. فارغ از آنکه فشارهای بین المللی در طول سه دهه پس از انقلاب تاثیری بر رفتار جمهوری اسلامی ایران در عرصه تصمیم گیری مسئولان داشته است یا خیر (که به گواهی تاریخ 3 دهه ای انقلاب خیر)، حمایتهای بین المللی ازسران فتنه آن میزان نیست که هسته این فرض بر اساس آن شکل گرفته است. سران دولتهای استکباری به خوبی دریافته اند که فتنه گران هیچ جایگاهی در میان توده های ملت ایران ندارند، از همین روی و با توجه به تحولات منطقه تمایلی به کریه تر نمودن چهره خود در نزد ملل منطقه از جمله ملل اسلامی ندارند و حمایتهایشان از فتنه در حد ژستهای روشنفکریست.
فرضیه بعدی از جانب کسانی مطرح شده است که اعتقاد دارند نظام با اتکا بر "سیاست بی محلی به سران فتنه" و جلوگیری از ارتباطات وسیع آنها قصد دارد تا آنها را با گذر زمان فرسوده نماید. این فرض چندان نمی تواند قابلیت تائید داشته باشد چراکه عملکرد سران فتنه و تکاپوهای روزافزون آنها و به ویژه رفتار و عملکرد هاشمی رفسنجانی در کناره گیری از کاندیداتوری ریاست خبرگان(که به تبع استعفای فرزندش از ریاست مترو صورت پذیرفت)، به عنوان تکیه گاه اصلی آنها در داخل چیزی غیر از این فرض را نوید می دهد.
فرض ششم گویای آنست که مسئولین نظام با وقوع فتنه 88 به جای آنکه در همان آغازین روزهای فتنه به محاکمه سران فتنه بپردازند فرصت را مغتنم شمرده و با توجه به موقعیت تثبیت شده جمهوری اسلامی ایران در آستانه سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با اتکا به صبر و تحملی برخاسته از تدبیر رهبر انقلاب نقاب از چهره منافقین افکندند و هویت واقعی منافقین را برای ملت ایران هویدا ساختند. در این طریق که می توان تعبیر "پروسه غربالیزاسیون" را برای آن به کار برد مسئولین ارشد نظام و شخص مقام معظم رهبری برای ممانعت از آسیبهای احتمالی به جمهوری اسلامی ایران در آینده ای که چندان مشخص نبود با تدبیری مثال زدنی ضمن واکسینه نمودن نظام اسلامی در برابر آفات داخلی شرایطی را مهیا کردند تا مردم به راحتی و از طریق "خود تشخیصی" بتوانند وفاداران به خط امام و کسانی که تنها تظاهر در پیروی از خط امام می کردند را تشخیص دهند و بقا و تعالی انقلاب اسلامی ایران را تضمین نمایند.
پی نوشتها
[1] - روز آرام تهران و التماس به کاربران برای حضور در خیابان
نظرات